اهداف و دیدگاهها

کانون ایرانیان مبارز - استکهلم تشکلی است که از مبارزات مردم ایران در جهت کسب صلح ، آزادی ، دمکراسی ، عدالت اجتماعی و استقلال حمایت می کند

1- ما شدیدا با هر نیروی وابسته به رژیم منحط و وابسته وجنایتکار و دیکتاتور و مزدور بیگانه پهلوی و هرگونه سلطنت طلبی مخالفیم.
2- ما رژیم جمهوری اسلامی را اصلاح ناپذیر می دانیم و معتقدیم باید از طریق انقلابی اجتماعی توسط مردم ایران و بدون دخالت خارجی سرنگون شود.
3- ما مخالف هرگونه دخالت نیروهای بیگانه ارتجاعی و امپریالیستی و صهیونیستی در مسائل داخلی ایران هستیم و اعتقاد عمیق به حق تعیین سرنوشت مردم ایران به دست خودشان داریم.
4- ما با هرگونه تحریم اقتصادی و تهاجم و تجاوز نظامی به ایران مخالفیم.


مقالاتی که بدون امضاء کانون ایرانیان مبارز در این وبلاگ درج می گردد با مسئولیت فردی است .



۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۴, جمعه



در محکومیت سرکوبهای رژیم ، صدور و اجرای احکام اعدام ، بویژه اعدام پنج تن از فرزندان مردم در 9 ماه می توسط دژخیمان جمهوری اسلامی ایران در زندان اوین.


پیام کانون ایرانیان مبارز توسط احمد نوین در تظاهرات 12 ماه مای 2010 ، در محکومیت سرکوبهای رژیم ، صدور و اجرای احکام اعدام ، بویژه اعدام پنج تن از فرزندان مردم در 9 ماه می توسط دژخیمان جمهوری اسلامی ایران در زندان اوین.

درود میفرستم به شما که در این میدان جمع شده اید تا پژواک صدای دادخواهی مردم ایران را باطلاع افکار عموم برسانید.
" جو هیل" یک کارگر مبارز و انقلابی امریکائی بود که در قرن گذشته برای دفاع از حقوق کارگران، برای تثبیت هشت ساعت کار، تامین حقوق اجتماعی و حداقل دستمزد کارگران مبارزه میکرد. مقامات پلیس و مقامات قضائی جو هیل را دستگیر و با وارد نمودن اتهاماتی واهی، او را اعدام نمودند. زمانی که میخواستند جو هیل را اعدام کنند، او گفت ؛ بر مرگ من زاری نکنید. سازماندهی کنید.
سه روز قبل هم در کشور ما با وارد نمودن اتهاماتی واهی ، معلم و کارگر فرزاد کمانگر را بهمراه چهار نفر دیگر از مبارزین که تا آخرین نفس ایستادند و به نظام جنایتکار جمهوری اسلامی ایران نه گفتند را ، ، بقتل رسانند.
بستگان مادر فرزاد خبر میدهند که او از تشویش خارج شده و میگوید " به ما تسلیت نگوئید. بما تبریک بگوئید. ما هم یک شهید دیگربه قربانیانی که جمهوری اسلامی طلبیده، به جنبش آزادیخواهانه مردم ایران هدیه کردیم، تا نهال آزادی باور بماند.".
درود به مبارزانی که مقاومت کردند و تا آخرین نفس به جمهوری اسلامی نه گفتند. درود به مردم آزادیخواه ایران که در زیر وحشیانه ترین سرکوب های رژیم جهل و جنایت، همچنان به مبارزه شان و مقاومتشان ادامه میدهند.
تجمع ما در اینجا، فریاد های ما، پژواک دادخواهی دهها میلیون نفر از هموطنان ما در داخل ایران است. ما اجازه نخواهیم داد، در حالی که در سازمان ملل متحد، مشغول بحث بر سر داشتن و یا نداشتن سلاح اتمی ایران هستند، جمهوری اسلامی ایران، در سیستم متعلق به عهد عتیق، جوانان ما را به قتل برساند.
بدنبال اعدام جنایتکارانه فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان، خطر اجرای احکام اعدام سایر فعالین کُرد و غیر کُرد، مبارزین را تهدید میکند. ضروری است که با اقداماتی گسترده، در اعتراض به اعدام ها و جلوگیری از اعدام بقیه محکومین به اعدام ،به این جنایات اعتراض کنیم. افکار عمومی را بسیج بکنیم. رژیم جمهوری اسلامی ایران را بیش از پیش منفر بکنیم. دست خونریز جلادان رژیم را از مردم دور کنیم و زمینه را برای پایان دادن به حکومت جهل و جنایت مهیاتر کنیم.

ما " کانون ایرانیان مبارز در استکهلم " ، در اعتراض به اعدامهای جنایتکارانه ای که قصد آنها این بوده که خیزش ضد استبدادی یکسال گذشته مردم ایران را ، مرعوب نماید، به سهم خودمان تلاش نموده ایم.
اکنون از شما دعوت میکنیم که فردا 13 ماه می به مقابل سفارت جمهوری اسلامی هم برویم، تظاهرات بکنیم ورژیم را افشاء بکنیم و از اعدامی های دیگری که زیر تیغ هستند دفاع بکنیم.
با برگزاری تظاهرات در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران، مخالفت یک پارچه و کوبنده خودمان را با مجازات ضد بشری اعدام و همه جنایات رژیم نشان بدهیم و دست جمهوری اسلامی را کوتاه بکنیم و از مبارزات کارگران، زنان، دانشجویان، جوانان، نویسندگان، وبلاگ نویسان، مادران عزادار، زندانیان سیاسی و ملیت های ایران دفاع بکنیم.
همین حالا، علاوه بر کسانی که اخیراً در زندان اوین اعدام شده اند، در کردستان نیز در دادگاههای فرمایشی رژیم برای هجده نفر از فعالین، حکم اعدام صادر کرده اند.
در بلوچستان، همین الان، حداقل برای 12 نفر از فعالین بلوچ حکم اعدام صادر شده است. در گذشته ای نه چندان دور، چند گروه از جوانان خوزستان را در دادگاههای فرمایشی رژیم به اعدام محکوم کردند و کشتند.
در 23 تیرماه سالی که گذشت، سیزده تن از جوانان بلوچ دار زدند ؛ احسان فتاحیان به اتهام ارتباط با کومله زحمتکشان، محمد رضا زمانی و آرش رحمانی پور را بجرم عضویت در انجمن پادشاهی و فصیح یاسمنی و خدایار رحمت زهی شهنواز هم توسط دژخیمان جمهوری اسلامی به دار آویخته شدند.
دستگاه مرگ رژیم جمهوری اسلامی ایران، الان در حال پرونده سازی برای اعدام تعداد دیگری از فعالین کشورمان است که در جریان جنبش ضد استبدادی یازده ماه گذشته دستگیر شده اند.
علاوه بر اینها، بهائیان ، یهودیان و فرقه های گوناگون مسیحی در ایران، صرفا بخاطر اعتقاداتشان، بارها و بارها ترور و اعدام شده اند. الان هم تحت پیگرد، دستگیری، شکنجه هستند. خطر مرگ آنها را هم تهدید میکند.
اعدامهای فله ای افغان ها! این انسان هائی را که به ناچار به سرزمین ما پناهده شده اند، و برای بدست آوردن لقمه نانی تلاش میکنند را نیز جمهوری اسلامی ایران " بی پاداشت" نگذاشته است. 3000 نفر آنها در ایران در خطر اعدام هستند. اعدام های پیاپی نیز انجام میگیرد تحت عنوان قاچاقچی ها. اینها هم صفحات سیاه دیگری از جنایات جمهوری اسلامی ایران است.
ما " کانون ایرانیان مبارز در استکهلم " از شما که در این تظاهرات شرکت نمودید، سپاسگزاریم . در تظاهرات های دیگر هم شرکت بکنیم. اجازه ندهیم که رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی با استفاده از تمایزات ملی، مذهبی، عقیدتی و فرهنگی ما را نسبت به مجازات ضد بشری اعدام بی تفاوت بکند.
این وظیفه تک تک ما است که در خارج از کشور هم با همه توانمان علیه جمهوری اسلامی بر خیزیم و مشت محکمی بر دهانش بکوبیم.
مرگ بر جمهوری اسلامی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد ، مرگ بر دیکتاتور

اطلاعیه جلسه کانون ایرانیان مبارز - استکهلم

روز یکشنبه 16 ماه مه ، جلسه کانون ایرانیان مبارز، از ساعت 16 تا 19 در ABF سوندبی بری sundbyberg خواهد بود.

دستور جلسه :

1 - ارزیابی از فعالیت های کانون در رابطه با مراسم اول ماه امسال.

2 - ارزیابی از شرکت در تظاهرات یکشنبه 9 مای در مرکز شهر.

3 – ارزیابی در رابطه با تظاهرات 12 ماه می در میدان سرگل.

4 - ارزیابی از شرکت در تظاهرات پنجشنبه 15 ماه مه در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران.

6 - بحث ، تبادل نظر و برنامه ریزی در رابطه با برگزاری جلسات بحث و گفتگوهای علنی در رابطه با معضلات جنبش و مقولات مورد توافق، با دعوت عام از علاقه مندان به شرکت در مباحث آن مقولات.

7– بحث و تبادل نظر در مورد چگونگی یاری رسانی به جنبش های آزادیخواهانه و برابری طلب در ایران.

کانون ایرانیان مبارز – استکهلم
با سلام و خسته نباشید

جهت درج، پخش و مطالعه

با آرزوی موفقیت

علی فرمانده



نظرخواهی گزارشگران از علی فرمانده درباره اوضاع کنونی



اعتراضات خیابانی که از نزدیک به یک سال پیش شروع شد امروزه بطور محسوسی فروکش کرده است و یا به تعبیری شکل عوض کرده است و در مناسبتهای مختلف انجام میپذیرد. بطور کلی و درحال حاضر وضعیت این جنبش عمومی را چگونه ارزیابی میکنید؟

پاسخ: راستش را بخواهید من همانطور که در مصاحبه های قبلی و هم چنین مقالات خودم عنوان کرده ام، جنبش مشخصی را در ایران نمی بینم. زیرا مشخصاتی که در تعریف جنبش و در تجربیات تاریخی ایران و جهان با آن آشنا هستیم، به واقع با وضعیت چند دهه اخیر کاملا متفاوت است و متاسفانه هر حرکت اعتراضی گسترده ای صرفا به دلیل گسترده گی آن نام جنبش به خود میگرد. اینکه خود رژیم و یا جناحهای حکومتی ، می خواهند فعالیت های خود را به اسم جنبش ، معرفی نمایند و یا اینکه حرکتهای اعتراضی و نارضایتها را به اسم جنبش، معرفی کنند یک حرف است، اینکه اپوزیسیون سیاسی و غیر حکومتی رژیم هم از این واژه ها استفاده کند و یا با تحلیل های مختلف حرکتهای اعتراضی را این بار به اسم ، "جنبش های اعتراضی" معرفی نماید حرف دیگری است. این اپوزیسیون، به دلیل محدودیت های خود ، عدم سازمان یابی لازم، عدم دست رسی به مکانیسم های دخالت گرا، می خواهد وظایف و آرزوهای خود را در اعتراض های مردمی تجلا بخشد و از اینرو آنان نیز به تبعیت، جنبش ها را این بار به اسم سرنگونی خواهی و یا اعتراضات سازمان یافته ای جا می اندازند که متاسفانه آنچه در حال حاضر در حال جریان است به حاشیه می رود و واقعیت آنگونه که ما می خواهیم، نشان داده می شود.

به نظر من آنچه ما شاهد آن هستیم با آنچه قبلا در رابطه با حرکتهای اعتراضی شاهد آن بودیم از لحاظ محتوایی ، به مرحله جدیدی نرسیده است و هنوز از یک محتوای خیزشی و اعتراضی صرف برخوردار است. به همین دلیل هم اوج ها و فرودهای مختلفی دارد که نه صرفا به دلیل سرکوب و یا عدم رهبری (آنطور که عموما ، بدان پرداخته می شود) که به دلیل خصلت صرف اعتراضی حرکتها و عوامل روانی – اجتماعی همانند ترس، انطباق یافتگی با شرایط سخت و امثالهم نیز تاثیر گذارنده شرایط هستند.

آیا خشونت اعمال شده از سوی حاکمان در برابر اعتراضات مسالمت آمیز مردم که منجر به کشته شدن دهها نفر و صدها زخمی و بازداشتی دیگر شده است میبایستی همچنان و همواره با پاسخی مداراطلبانه روبرو گردد؟

پاسخ: ببینید در این مورد باید به چند نکته بصورت مجزا از هم پاسخ داد. اولا "می بایستی" این فرض را قرار می دهد که گویا مردم آلترناتیو های مختلفی دارند و حالا انتخاب کرده اند که تاکنون "مداراطلبانه" رفتارکنند. چنین انتخابی پس از سالهای 60 کلا از جامعه ایران رخت بربسته است. حرکتهای اعتراضی دو دهه اخیر بر بستر "امکانات موجود" سازماندهی شده و می شوند و نه ایجاد امکانات! این دو مقوله کاملا متفاوت است، اولی هدف اعتراضی و واکنشی دارد و دومی سازمان گری تحول بنیادی. بستر دوم در شرایط فعلی وجود خارجی ندارد چون فعالین خود را هم ندارد، چون سازماندهی خود را هم ندارد. برخی از تلاشهای محدود فعالین کشور نیز به بعد اجتماعی لازم و نیازهای مبارزاتی نمی رسد. بنابراین جواب این سئوال بر مبنای می بایست ها نیست. چون دست هیچ کدام ما ، حتا با گفتن اینکه خیر نمی بایست باشد، عملا مشکلی را حل نمی کنیم، مگر اینکه تحلیلی داده باشیم و یا می باید های خود را مطرح کنیم. چون این تصمیم به دنبالش ممکن است هدف را سازمان دهد ولی امکان و وسیله را ایجاد نمی کند.

دوما من اعتقادی به این ترکیب واژگانی اعتراض مسالمت آمیز ندارم. البته این را هم درک میکنم که چرا گفته می شود. علتش هم روشن است، چون می خواهد نشان دهد که مردم بی دفاع و آرام و زجرکشیده در مقابل غول سرکوبگر و آدم کش، دست به عمل "خشونت آمیزی" نمی زنند. پس این هدفش نشان دادن قربانی است در مقابل قربانگر! ولی اگر بیایم بار تاریخی و مفهومی این مسئله را مورد بررسی قرار دهیم، متوجه می شویم که هیچ اعتراضی مسالمت آمیز نیست، مگر اینکه هدف یک جنبش و وسیله رسیدن به این هدف با آگاهی بر سیاست مسالمت استوار باشد. چنین مسئله ای (با تمام فریادهایی که نیروهای مسالمت خواه می زنند) واقعیت مطلق نیست. واقعیت این است که اگر در مقابل نیروهای سرکوبگر رژیم ، مردم وسیله دیگری را انتخاب نمی کنند، به دلیل انتخابشان نیست، به دلیل ناگزیری شان در این رودرویی است. سیاست مسالمت آمیز اعتراضی آنجایی خود را باید نشان دهد که مردم بتوانند در مقابل یورش ها و کشتارها وسیله دیگری داشته باشند، ولی انتخاب کنند که با تمامی ضرب و شتم و با تمامی دستگیری و کشته شدن ها ، مسالمت آمیزانه عمل کنند. در عین حال خود اعتراض، عملی غیر مسالمت آمیز است. اعتراضات خیابانی، در جاهایی درگیر شدن با نیروهای انتظامی ، ضرب و شتم نیروهای سرکوب در بعضی موقعیت ها، نشان می دهند که اتفاقا اگر مردم توانش را داشته باشند و به توانند شرایطی و وسیله ای را انتخاب کنند، مطمئنا شکل مسالمت آمیز آن نخواهد بود. در این اعتراضات بیشتر، احساسات چندین دهه و بغض و نفرتهایی به جلو برده می شود و نشان از سکوت کشاندن اجباری بخش های وسیعی از مردم در سالهای 60 بوده است. "مسالمت" مردم از ناچاری شان است و نه از انتخاب!

به نظر شما پاشنه آشیل جمهوری اسلامی کدام است؟ آیا با تمرکز مبارزات مردمی بر نقطه ضعفهای رژیم میتوان نتایج موثرتری حاصل کرد؟

پاسخ: به نظر من آن چیزی که رژیم جمهوری اسلامی را سرپا نگاه داشته ، نه اینست که مردم پاشنه آشیل رژیم را نمی دانند و نه اینست که ضعف های رژیم را نمی شناسند. مشکل اساسی این است که مردم و نیروهای فعال خارج از حکومت، پاشنه آشیل دارند و ضعف های بسیار. تمرکز بر حکومت و نا دیدن گرفتن و ارزیابی خود در طول تاریخ معاصر ایران، پاشنه آشیل ماست.

به واقع برای رسیدن به نتایج موثر به نفع مردم و طبیعتا به ضرر حکومت فعلی و یا حکومت های آتی می باید این ارزیابی را از خود شروع کرد. انقلاب خواهد بود، سرکشی خواهد بود، قیام خواهد بود، اعتراض خواهد بود، سرکوب هم خواهد بود، آنچه در این میان جاری نیست، تحول است! عدم وجود تحول ها هم از حکومت ها آغاز نمیشود که با سرنگونی ، کناره روی و یا به پایین کشیدن ها پایان یابد، عدم وجود تحول، در بن بست های به بالا بردن ها، آلترناتیو های خیزشی داشتن ها، امیدهای ناگهانی هم ریشه در اعتقاد به "بالایی" هاست که بیشتر از اینکه ضعف حکومت و پاشنه آشیل آنها باشد، پاشنه آشیل تاریخی جامعه ایران است! متاسفانه در نظر خواهی، باید جواب ها کوتاه باشد و فرصت پرداختن زیاد به آن را ندارم.

کاستی های جنبش خیابانی کدامند؟

پاسخ: جنبش خیابانی نه، ولی حرکتهای خیابانی، کاستی شان در خود پدیده وجود دارد و دوم در نگاه حصرت طلبانه ما به این حرکتها. ببینید حرکتهای خیابانی از لحاظ خصلتی صرفا یک جنبه اعتراضی و خیزشی دارند. اگر ما انتظارمان این باشد که این حرکتهای خیابانی می باید سازمانی، جنبشی و تحول خواهانه عمل کنند، این مشکل و کاست در دیدگاه ما به این پدیده است و نه در حرکتهای خیابانی. از اینرو هم هست که برخی از ما، حرکتهای خیابانی را به ناگهان به جنبش خیابانی تبدیل میکنیم ، بدون آنکه حتا توان آنرا داشته باشیم که مشخصات و وجه تمایز این "جنبش" را با دیگر جنبش ها ترسیم کنیم.

نقش ایرانیان خارج از کشور در حمایت از مردم را چگونه دیدید؟

پاسخ: همانگونه که می توانست باشد، یعنی عکس العمل به آنچه در ایران روی میدهد و انعکاس این عکس العمل به صورت آکسیون های حمایتی و روشنگری های افشاگرانانه در مورد سرکوب ها. البته بخش دیگری ممکن است سازمان دهی مبارزات داخل و ایجاد رهبری برای "جنبش های توده ای" و امثالهم را در دستور کار گذاشته باشند، که البته عملا بیش از همان دسته اول کاری نکردند.

تا کنون صدها شعار از سوی معترضین به جمهوری اسلامی طرح شده است. کدامیک از شعارها را گویای سطح مبارزات مردمی میدانید؟

پاسخ: منظورتان از معترضین را متوجه نمی شوم. اگر منظور از معترضین ، شرکت کنندگان در تظاهرات های اعتراضی در ایران هستند که خوب، طیف های مختلف همانطور که خود نیز شاهد بودید، شعارهای کاملا متفاوتی را در مقاطع مختلف مطرح کردند. اگر منظورتان از متعرضین، فعالینی است که در خارج از ایران و با توجه به اهداف سیاسی خودشان و بدون امکان در تاثیرگذاری بر حرکتهای اعتراضی، شعارهایی را مطرح کرده اند و طبیعتا مردم هم پاسخی نداند، که خوب جواب مشخص است. اگر شعارها در سطح مبارزات مردم بود، و اگر مردم در ارتباط ارگانیک با آنان بودندو اگر مردم خود را در کنار آنان میدیدند، مطمئنا این شعارها مطرح میشد. شعارهای جاری از طرف کلیه طیف های شرکت کننده در حرکتهای اعتراضی نشان دهنده سطح مبارزات است. شعارهای جاری تجلی خواست های مختلف شرکت کنندگان است، و خواست ها تجلی سطح مبارزات و نه برعکس!

صرفنظر از اینکه شما بعنوان مخاطب این نظرخواهی خود را در محدوده فعالین چپ تعریف میکنید یا نه – جایگاه جنبش چپ را در جنبش عمومی مردم کشورمان چگونه ارزیابی میکنید؟

پاسخ: متاسفانه در شرایط فعلی ، فعالین چپ در ایران، توان لازم برای ایجاد مکانیسم های تاثیرگذار و راهبری حرکتهای را ندارند و خود نیز سعی می کنند عموما با توجه به حرکتهای اعتراضی عمومی ایجاد شده، در این حرکتها شرکت جویند و بیشتر در کنار مردم قرار دارند تا سازمانگران تحول خواهی اعتراضات. فعالین چپ تعدادشان با توجه به فعالین دیگر در این حرکتها بسیار محدود و پراکنده است. آنهم دلایل خود را دارد که باز به دلیل محدودیت نظرخواهی نمی توانم به خوبی آن را بازکنم. البته بخش هایی را در سئوالات قبلی پاسخ دهم. جایگاه اصلی چپ در تحولات اجتماعی در طول تاریخ و در کشورهای مختلف، همیشه به عنوان جایگاهی برای ساختارشکنی و تحول گرایی است، چیزی که امروز با توجه به شرایط ایران بسیار از آن دور هستیم.

طیف رهبری کننده این جنبش را چگونه معرفی میکنید؟

پاسخ: طیف رهبری کننده تاکنونی حرکتها ( نه جنبش) ، عموما در دست شخصیت های پنهان و آشکار حکومتی و دولتی است. بخش دیگر که در این حرکتها شرکت میکند و می خواهد که حرکتها را حتا با وجود نیروی محدود خود، به سمت تحول خواهی و ضد حکومتی سوق دهد، رهبری تثبیت شده و مورد پذیرش تمامی فعالین ندارد. در عین حال خود این فعالین نیز سازمان یافته و دارای ارتباط ارگانیک با یکدیگر نیستند. البته این مسئله به همین سادگی چند خطی جواب من نیست و امیدوارم به توان این سئوال ها را در مصاحبه های طولانی تر و یا مقاله ها توضیح داد. البته منظورم توسط صرف من نیست بلکه همه فعالینی است که دست به این بررسی ها می زنند.

جمهوری اسلامی در پی اعدام بسیاری از دستگیرشدگان اعتراضات اخیر است و در امتداد آن تصفیه حساب با بسیاری که قبل از آغاز این اعتراضات در بازداشت بسر میبرند. چگونه میتوان کشتار زندانیان سیاسی را متوقف کرد؟

پاسخ: حیات جمهوری اسلامی و کلا حکومتی جامعه ایران با این مسائل گره خورده. مسئله کشتارها یک مسئله حقوقی و قضایی صرف نیست، یک مکانیسم حکومتی است که می باید با موجودیت خود این حکومت و اینگونه حکومت ها به آن نگاه کرد. در ثانی توقف کشتار، صرفا مسئله زندانیان سیاسی نیست، معترضین خیابانی نیز به گلوله بسته می شوند. ثالثا، نوع زندانیان سیاسی نیز متفاوت است. برخورد رژیم با فعالین علنی و یا اکثرا اعتراضی، کاملا متفاومت با فعالین مخفی و کسانی است به عنوان مثال به حرکتهای مسلحانه و یا شکل های دیگری به مبارزه برخاسته اند. نگاهی به برخورد رژیم نسبت به فعالین کرد و بلوچ بنمایید و نگاهی هم به برخورد رژیم نسبت به فعالین به عنوان مثال انجمن های مختلف دانشجویی و یا غیره. بنابراین مسئله "کشتار زندانیان سیاسی" مسئله بسیار پیچیده تری از دوران دهه 60 است که زندانیان سیاسی عموما فعالین سیاسی و سرنگونی خواه رژیم بودند. این نکته به مفهوم کم اهمیت دادن و یا پربها دادن به این یا آن فعال سیاسی و یا اجتماعی مطلقا نیست. نکته من در این است که کلیه مکانیسم های انتخابی رژیم بر مبنای میزان به خطرافتادگی حیات خود است و بس. در همان لحظه ای که "به دلیل فشارهای بین المللی" و یا " حضور اعتراضات وسیع توده ای" و یا " تغییر سیاست ها" این یا آن زندانی را آزاد میکند، در همان لحظه در جایی دیگر در ایران، فعالی را اعدام می کند و به مردم تیراندازی می کند.

آیا ناگفته ای دارید؟

پاسخ: متشکرم از اینکه توانستم در این نظرخواهی شرکت کنم و برای شما و خوانندگانتان آرزوی بهروزی، موفقیت و پیروزی دارم.

علی فرمانده، چهاردهم اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و نه معادل چهارم مه دو هزار و ده

alifarmandeh@yahoo.com

با سپاس از شما

گزارشگران

www.gozareshgar.com

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه



ننگ و نفرت بر رژیم جمهوری اسلامی ایران !


پنج تن از فرزندان مردم را اعدام کردند!

رژیم جمهوری اسلامی ایران که درداخل کشور با سرکوب مبارزات آزادیخواهانه و برابری طلبانه کارگران، زنان، دانشجویان، جوانان ، ملیت های ساکن ایران و .... بشدت به انزوا کشیده شده و در صحنه بین المللی نیز با دست زدن به ماجراجوئی های متعدد مردم کشورمان را با خطر تشدید محاصره اقتصادی و احتمال حمله نظامی امپریالیست ها روبرو گردانیده است .
رژیم تاریک اندیش که با ایجاد وضعیت اقتصادی فضاحت بار، تولیدات صنعتی و کشاورزی را بمرز ورشکستگی کشانده است، پس از آنکه نتوانست با گذشت یازده ماه سرکوب خونین، جنبش ضداستبدای مردم ایران را از پای در آورد ، در آستانه اولین سالگرد آغاز اعتراضات توده ای، هراسان از اوجگیری مجدد مبارزات مردم ایران و برای مرعوب نمودن مردم حق طلب کشورمان علاوه بر تشدید خشونت و سرکوب های خیابانی، قتل زندانیان سیاسی را نیز شدت بخشیده است.
در سحرگاه 19 اردیبهشت ( 9 ماه مه ) یک بار دیگر دژخیمان جمهوری فقاهتی بدون اعلام قبلی و بدون اینکه حتی به وکیل مدافع و یا خانواده های زندانیان سیاسی فرزاد كمانگر، علي حيدريان، فرهاد وكيلي، شيرين علم هولي و مهدي اسلاميان خبر دهند، پنج تن از فرزندان مردم را از سلول های زندان اوین خارج و اعدامشان کردند.
هدف خشونت ضد انقلابی رژیم علاوه بر مورد فوق الذکر، جلوگیری از پیوستن مبارزات مردم کردستان به جنبش سراسری مردم ایران است. اما نه اجرای طرح "حجاب و عفاف" ، نه اجرای طرح "امنیت اجتماعی" نه سرکوب خواستهای بحق مردم کردستان، آذربایجان، بلوچستان، ترکمن صحرا، خوزستان، لرستان و.... و تشدید اعدام مبارزین، هیچکدام قادر نخواهند شد که از هماهنگی و همبستگی مابین جنبش های اجتماعی مردم در ایران جلوگیری نمایند.
نه قتل زندانیان سیاسی، نه حمله به زنان در خیابان ها، نه شکنجه های کهریزکی، نه تجاوزات جنسی در زندان ها، نه بگلوله بستن جوانان در خیابانها، نه اجرای احکام اخراج کارگران و دیگر مزدبگیران تحت ستم و تحمیل فقر و فلاکت به مردم ایران و... هیچکدام از جنایات رژیم، جلوگیر گسترش مبارزات مردم نیست. تا وقتیکه ظلم هست، مبارزه نیز ادامه خواهد داشت. این را تاریخ میگوید.
کانون ایرانیان مبارز در استکهلم ضمن عرض تسلیت به خانواده های قربانیان اخیر نظام اسلامی در ایران، ضمن دفاع از خواست آزادی همه زندانیان سیاسی و غیر انسانی دانستن حکم اعدام، از همه آزادیخواهان دعوت مینماید که ضمن محکوم کردن جنایات اخیر رژیم، با پژواک صدای آزادیخواهانه و برابری طلبانه مبارزات مردم ایران و بیداری افکار عمومی در کشورهای محل اقامتمان، از جانبی بهر طریق ممکن با وارد نمودن فشار بر رژیم جهل و جنایت حاکم برایران، مانع تداوم این احکام ضدبشری شویم و از جانب دیگر با حمایت از مبارزات مردم در ایران، به سرنگونی جمهوری جهل و جنایت یاری رسانیم.

زنده باد آزادی – زنده باد انقلاب

کانون ایرانیان مبارز – استکهلم

http://www.iranianemobarez.blogspot.com/

تظاهرات در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران – ساعت سه بعد از ظهر روز پنجشنبه 13 ماه می




اطلاعیه کانون ایرانیان مبارز- استکهلم

حزب چپ سوئد در حمایت از مبارزات مردم ایران و محکومیت جمهوری اسلامی ایران، بیانیه ای صادر کرد:

ایرانیان مبارز!

پس از اجرای احکام اعدام 5 نفر در ایران با حزب چپ سوئد تماس گرفتیم و از آنان تقاضا نمودیم که در این مورد عکس العمل نشان دهند.

احتمالاً متن بیانیه حزب چپ سوئد در این مورد که در وبلاگ کانون ایرانیان مبارز درج گردیده است را مطالعه نموده اید.

http://www.iranianemobarez.blogspot.com

اکنون پاسخ آنان را نیز به اطلاع افکار عمومی میرسانیم.
اگر به احزاب، سازمان ها و اتحادیه های دیگر هم مراجعه کنیم، احتمالاً مشوق آنها در محکومیت رژیم خواهیم بود. ما برای رهبران ال، برخی از سندیکاهای سوئدی ، دیگر احزاب و بنیادهای مدافع حقوق بشر از جمله نمایندگان احزاب پارلمانی، احزاب مترقی خارج از پارلمان، عفو بین الملل، کانون حقوقدانان سوئد، اتحادیه معلمان سوئد، کانون قلم و نویسندگان سوئد، رسانه های همگانی، تعدادی از تشکل های خارجی در استکهلم و.... هم مطالبی ارسال نموده ایم.

از شما ایرانیان مبارز نیز تقاضا میکنیم که در تماس با افکار عمومی صدای حق طلبانه مردم ایران را پژواکی گسترده تر دهید. باشد که افشاگری های اپوزیسیون نظام و دستگاه ولایت جمهوری اسلامی ایران، در انزوای بیش پیش این رژیم تاریک اندیش و جلب حمایت بین المللی، بیش از گذشته با وارد آوردن ضرباتی کاری بر آمران و عاملان جنایت در ایران، بتوانند این جنایتکاران را به عقب نشینی وادارند. تا در فرصتی مناسب مردم لگدمال شده کشورمان بتوانند به حیات این رژیم پایان دهند.

کانون ایرانیان مبارز - استکهلم

اکنون پاسخ حزب چپ :

با سپاس از ارسال ایمیل اخیر.
حزب چپ سوئد، بعلت جنایاتی که بر علیه حقوق بشر در ایران انجام میشود، نگران است. ما اعدام ها در ایران را محکوم میکنیم.
ما از دولت سوئد میخواهیم که قویاً جمهوری اسلامی ایران را محکوم نماید و بر رژیم ایران در رابطه با نقص حقوق بشر در ایران فشار وارد نماید.
حزب چپ سوئد، تاریخی طولانی در دفاع از اقلیت های کُرد در ایران، ترکیه و عراق دارد. لذا در رابطه با سرکوب ها در ایران بسیار نگران است.
حزب چپ سوئد، بیانیه ای مطبوعاتی صادر کرد. ما مواضع شفاف خودمان را در رابطه با خشونت های اخیر رژیم جمهوری اسلامی ایران هم، اعلام نمودیم.
در آن بیانیه مطبوعاتی نوشته ایم، در حالی که مراجع جهانی، تنها بر امر تحرکات اتمی رژیم خم شده اند، ما شاهد کشتار دگراندیشان در رژیمی تاریک اندیش هستیم....
با درودهای دوستانه : حزب چپ سوئد.

متن اطلاعیه حزب چپ سوئد در محکومیت اعدام های اخیر در ایران!

ما اعدام های اخیر در ایران را محکوم می کنیم.
امروز(رژیم) ایران پنج نفر از فعالین حقوق انسانی و روزنامه نگار: فرزاد کمانگر, شیرین علم هولی, مهدی اسلامیان, فرهاد وکیلی و علی حیدریان را در زندان اوین اعدام کرده است.
رژیم جمهوری اسلامی طی سه دهه نویسندگان, فعالین حقوق انسانی, روزنامه نگاران روشنفکران را به قتل رسانده است. اما در دوره اخیر این سرکوب حادتر شده و اعدام های فوق یک بخش از موج جدید تداوم این سرکوب ها است.
ما در حزب چپ علیه روشی که مخالفین سیاسی را با حمایت دولتی به قتل میرساند بطور قدرتمند اعتراض کرده ایم. از جمله عفو بین الملل و بسیاری از سازمانهای مدافع حقوق انسانی این کار را کرده اند. اما امروز همانند دفعات دیگر این اعتراضات نادیده گرفته شده و پنج نفر از آزادیخواهان جان خود را از دست دادند.
حزب چپ با این اعتراض میخواهد توجه شما را به شرایط غیر انسانی در ایران جلب کرده و از دولت سوئد و رسانه ها میخواهد که حوادث ایران را بدقت دنبال کرده و علیه آنچه که در ایران اتفاق می افتد اعتراض کنند. در حالی که سازمان ملل در حال بحث بر سر داشتن و یا نداشتن سلاح اتمی ایران مشغول بحث است انسانها در سیستم سیاسی متعلق به عهد عتیق به قتل می رسند.
لارس اوهلی, رهبر حزب چپ
آمینه کاکاباوه, نماینده حزب چپ در مجلس سوئد
10 مه 2010
ترجمه از اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران- سوئد

اعلامیه سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه



اعدام و ارعاب محکوم است


ما در ماتم معلمي هستيم که ابزارش گچ و قلم بود و کودکاني را تعليم ميداد که بسياري از آن‌ها شبها گرسنه سر بربالين ميگذاشتند


اعدام و ارعاب محکوم است

ما در ماتم معلمي هستيم که ابزارش گچ و قلم بود و کودکاني را تعليم ميداد که بسياري از آن‌ها شبها گرسنه سر بربالين ميگذاشتند. جرم او دفاع از حقوق بشر بود. جرمي که در صد سال گذشته بسياري را در خاک و خانواده‌هايي را در ماتم فروبرده است. در چهار سال گذشته بسياري از نهادهاي ملي و بين المللي زنداني بودن فرزاد کمانگر را محکوم کرده و مهمتر از آن خواهان رسيدگي قانوني و بيطرف به پرونده اش بودند، نمايندگان سازمانهاي جهاني در چندين نوبت خواستار اعزام هيئتي براي ديدار مستقيم با او شدند، که هيچ‌گاه مورد موافقت قرار نگرفت.

متاسفانه خانواده ايشان اين حق را نداشتند و نتوانستند در آخرين لحظه عزيز خودشان را ببينند، اين اعدامها زماني در جامعه ما اتفاق افتاد که مردم ما هميشه و در هر مکاني هرنوع خشونت را نفي کرده اند.

جنبش کارگري ايران و جهان معلمي را از دست داد که حتي در زندان نيز از يادگيري و ياددهي کوتاهي نکرد. ما از دست دادن فرزاد را به خانواده کمانگر و هم طبقه اي هاي ايشان در سراسر جهان تسليت ميگوييم .

ما همانطوري که در چند سال گذشته مکرراً اعلام کرده ايم خواهان لغو مجازات اعدام هستيم و احکام دادگاههاي غير قانوني را مردود ميشماريم و خواهان آزادي کليه زندانيان جنبش مدني از جمله آقايان مددي و اسالو هستيم.

با اميد به گسترش صلح و عدالت در تمام جهان

سنديکاي کارگران شرکت واحد

اتوبوسراني تهران و حومه

ارديبهشت 1389

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۰, دوشنبه




باور نمی کند، دل من مرگ خویش را
نه، نه من این یقین را باور نمی کنم
تا همدم من است، نفسهای زندگی
من با خیال مرگ دمی سر نمی کنم
آخر چگونه گل، خس و خاشک می شود ؟
آخر چگونه، این همه رویای نو نهال
نگشوده گل هنوز
ننشسته در بهار
می پژمرد به جان من و، خاک می شود ؟
در من چه وعده هاست
در من چه هجرهاست
در من چه دستها به دعا مانده روز و شب
اینها چه می شود ؟
آخر چگونه این همه عشاق بی شمار
آواره از دیار
یک روز بی صدا
در کوره راه ها همه خاموش می شوند ؟
باور کنم که دخترکان سفید بخت
بی وصل و نامراد
بالای بامها و کنار دریاچه ها
چشم انتظار یار، سیه پوش می شوند ؟
باور نمی کنم که عشق نهان می شود به گور
بی آنکه سر کشد گل عصیانی اش ز خاک
باور کنم که دل
روزی نمی تپد
نفرین برین دروغ، دروغ هراسناک
پل می کشد به ساحل آینده شعر من
تا رهروان سرخوشی از آن گذر کنند
پیغام من به بوسه لبها و دستها
پرواز می کند
باشد که عاشقان به چنین پیک آشتی
یک ره نظر کنند
در کاوش پیاپی لبها و دستهاست
کاین نقش آدمی
بر لوحه زمان
جاوید می شود
این ذره ذره گرمی خاموش وار ما
یک روز بی گمان
سر می زند جایی و خورشید می شود
تا دوست داری ام
تا دوست دارمت
تا اشک ما به گونه هم می چکد ز مهر
تا هست در زمانه یکی، جان دوستدار
کی مرگ می تواند
نام مرا بروبد از یاد روزگار ؟
بسیار گل که از کف من برده است باد
اما من غمین
گلهای یاد کس را پرپر نمی کنم
من مرگ هیچ عزیزی را
باور نمی کنم
می ریزد عاقبت
یک روز برگ من
یک روز چشم من هم در خواب می شود
زین خواب چشم هیچ کسی را گریز نیست
اما درون باغ
همواره عطر باور من، در هوا پر است ...

سیاوش کسرایی




***

"وقتی آدم می تواند گذشت داشته باشد،فداکاری کند ،برای فکری

،آرزویی ،برای ایمان و عقیده ،برای هر چه شایسته از دست دادن

زندگی است .این زندگی پر ملالت و یکنواخت چه ارزشی دارد .

آماده برای مرگ بودن زندگی را شیرین می کند."
اطلاعیه حزب چپ سوئد در محکومیت اعدام های اخیر در ایران

ما اعدام های اخیر در ایران را محکوم می کنیم
امروز(رژیم) ایران پنج نفر از فعالین حقوق انسانی و روزنامه نگار: فرزاد کمانگر, شیرین علم هولی, مهدی اسلامیان, فرهاد وکیلی و علی حیدریان را در زندان اوین اعدام کرده است.
رژیم جمهوری اسلامی طی سه دهه نویسندگان, فعالین حقوق انسانی, روزنامه نگاران روشنفکران را به قتل رسانده است. اما در دوره اخیر این سرکوب حادتر شده و اعدام های فوق یک بخش از موج جدید تداوم این سرکوب ها است.
ما در حزب چپ علیه روشی که مخالفین سیاسی را با حمایت دولتی به قتل میرساند بطور قدرتمند اعتراض کرده ایم. از جمله عفو بین الملل و بسیاری از سازمانهای مدافع حقوق انسانی این کار را کرده اند. اما امروز همانند دفعات دیگر این اعتراضات نادیده گرفته شده و پنج نفر از آزادیخواهان جان خود را از دست دادند.
حزب چپ با این اعتراض میخواهد توجه شما را به شرایط غیر انسانی در ایران جلب کرده و از دولت سوئد و رسانه ها میخواهد که حوادث ایران را بدقت دنبال کرده و علیه آنچه که در ایران اتفاق می افتد اعتراض کنند. در حالی که سازمان ملل در حال بحث بر سر داشتن و یا نداشتن سلاح اتمی ایران مشغول بحث است انسانها در سیستم سیاسی متعلق به عهد عتیق به قتل می رسند.
لارس اوهلی, رهبر حزب چپ
آمینه کاکاباوه, نماینده حزب چپ در مجلس سوئد
10 مه 2010
ترجمه از اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران- سوئد

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه

اعلامیه کانون ایرانیان مبارز- استکهلم



نه به خشونت نه به اعدام


چند ساعت قبل، در سحرگاه یکشنبه 19 اردیبهشت ماه 89، بار دیگر، جمهوری خون و جنون و شکنجه پنج نفر از جوانان این مرز و بوم را که در بیدادگاههای مخفی، با توطئه و سناریو سازی و اتهامات دروغین محکوم به اعدام شده بودند، بدون اطلاع حتی وکیل و خانواده آنها ، به قتلگاه فرستاد.
فرزادکمانگر ، علی حیدریان ، فرهاد وکیلی ، شیرین علم هولی به اتهام دروغین و بدون سند و مدرک وابستگی به پژاک و مهدی اسلامیان با پرونده سازی و اتهام کذب وابستگی به انجمن پادشاهی و همگی به اتهام جعلی و ساختگی بمب گذاری به جوخه اعدام سپرده شدند.
این جانیان کسانی را با این اتهامات رذیلانه سلاخی کردند که مبلغ صلح و عشق و دوستی و عدم خشونت بودند. فرزاد کمانگر معلم شریف کرد که مثل صمد بهرنگی به فرزندان زحمتکشان میهنش ایران درس اتحاد و همبستگی و انسانیت و آزادگی میداد و اندیشه و شخصیت او در نوشته هایش منعکس است در آخرین نامه اش از زندان رجائی شهر اتهام واقعی خود را که چیزی جز پایبندی به اصول انسانی نیست نشان می دهد و انزجار جمهوری جنایتکاران را از مفهوم انسان و انسانیت به نمایش می گذارد.


هموطنان مبارز


برای پایان دادن به حکومت خشونت و اعدام جمهوری اسلامی راهی جز اتکاء به نیروی همبسته همه خلقهای زحمتکش ایران وجود ندارد.
نابود باد جمهوری ضد بشر اسلامی
زنده و پایدار باد همبستگی خلقهای ایران برای ایجاد ایرانی آزاد و آباد و دمکراتیک


آخرين نامه نوشته شده توسط فرزاد كمانگر از زندان رجائى شهر



نه» به خشونت «نه» به اعدام


صلح ، خواب کودک است
صلح ، خواب مادر
گفتگوی عاشقان در سايه سار درختان
صلح همين است
صلح لحظه ای است که ديگر
توقف اتومبيلی در خيابان
هراس بر نمی انگيزد
و زمانيست که کوبيدن بر در
نشانه ديدار يک دوست «1»

آغاز ، رويا و افسانه ای شيرين است ، چون با زندگی شروع می شود.
«و انسان را آفريد به نظاره اش نشست و برای آفرينش اين موجود به خود آفرين گفت»«2»
«در عزل کلمه بود ، کلمه با خدا بود ، کلمه خود خدا بود پس کلمه انسان شد» «3»
انسان موجودی الهی و مقدس شد چرا که از روح لايزالی در آن دميده شده بود و حق حيات در زندگی يافت ; « هر کس حق دارد از زندگی و آزادی و امنيت شخص خويش برخوردار باشد» «4»
و اين سو تر خدايگان زر و زور چوبه دار بر افراشتند تا خالص طناب و مرگ شوند و گام به گام تا به امروز زندگی و مرگ ، روشنی و تاريکی ، فرياد و سکوت و رهايی و اسارت همزاد و هم گام همه صفحات تاريخ را ورق زدند .

و باز در هزاره سوم مرگ و اعدام ادامه دارد ، اعدام يک سناريوست و اين سناريو بازيگر نقش اول می خواهد ، بازيگرش «انسان » است ، اشرف مخلوقات ، شاهکار آفرينش از جنس من و شما و عده ای که خود را مالک جان او می دانند و سناريو را نوشته اند ، آگاهانه دور ميزی می نشينند ، خيلی ساده به سيگارشان پوک ميزنند ، چايشان را می نوشند و آگاهانه کاغذی را امضا ميکنند تا حق حيات را از انسانی سلب کنند، به همين سادگی .

تصميم گرفته می شود جوانکی نحيف ، سفيد ، سياه ، زرد ، شرقی �. را کشان کشان به سوی چوبه دار می برند ، گويی جای کسی را تنگ کرده باشد . آگاهانه طنابی بر گردنش می آويزند و دست و پا زدن او را آگاهانه می نگرند به همين زشتی و سادگی .
چه تهوع آور است لبخندی که بر لبانشان می نشيند .
چه ترسناک است سکوت بهتی را که پس از شنيدن خبر اعدام يا کشته شدن يک انسان ميشنويم و باز هم سکوت ميکنيم و چه زشت و نفرت انگيز است قرنی که در آن هنوز چوبه دار خواب از چشمان مادری نگران می ربايد .از آغاز خشونت ، خشونت آفريده است و مرگ ، مرگ آفريده است . و گفتگو صلح و دوستی و برادری به ارمغان آوريده است .
از ابتدا در سرزمينی که باروت بوی غالب است ، بوی بنفشه مشام کسی را نوازش نداده ، آسمانی که در آن نسير گلوله شنيده می شود عرصه پرواز کبوتر نخواهد شد . سنگی که سنگر می شود ، هيچ گاه پايه و ستون خانه ای نخواهد شد به همين سادگی .
گلوله خشونت می آفريند و خشونت مرگ و تک صدايی و زندان را بر جامعه تحميل می کند
اعدام و خشونت آغازی برای زايش مجدد خشونتی ديگر است به همين سادگی .
کاش اين هفته ، اين چند ماه ، اين چند سال همه اش يک خواب باشد .
کاش اعدام يک خواب يک کابوس گذرا باشد .
به همين سادگی ، کاش يک خواب باشد ، يک خواب ، به همين سادگی .
پا ورقی
1- شعری از يانيس ريتسوس
2- آيه ای از قران
3- آيه ای از انجيل
4- بند سوم اعلاميه جهانی حقوق بشر


کانون ایرانیان مبارز – استکهلم
19 اردیبهشت 1389


اطلاعیه کانون نویسندگان ایران در تبعید

جمهوری اسلامی یعنی؛

جنایت، جنایت، جنایت!

اقدام وحشیانه جمهوری اسلامی در اعدام پنج زندانی سیاسی دیگر؛ شیرین علم هولی، فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان در سحرگاه امروز ١٩ اردیبهشت در زندان اوین، بار دیگر نشان داد که این رژیم ارتجاعی در وحشت از مبارزات مردم ایران برای آزادی و برابری، حاضر است دست به هر اقدام جنایت¬کارانه بزند تا شاید روزنی برای برون رفت از درماندگی و زبونی خود بیایبد.
اعدام این پنج زندانی سیاسی در سحرگاه امروز در زندان مخوف اوین، نشانه بارز دیگری از درماندگی رژیم جمهوری اسلامی برای درهم شکستن مقاومت این پنج زندانی و خیزش آزادی¬خواهانه و برابری¬طلبانه مردم ایران است. رژیم تا نهایت ارتجاعی و ضد بشری جمهوری اسلامی مذبوحانه تلاش می کند در واکنشی زبونانه به اعتراضات گسترده کارگران، معلمان، زنان و دانشجویان و فرهنگ¬ورزان، بار دیگر به جنایت متوسل شود.
جمهوری اسلامی هنگامی این ٥ زندانی سیاسی را بدون اطلاع خانواده و وکلایشان اعدام نمود که پرونده سه تن از آنان هنوز در مرحله بازنگری قرار داشت. رژیم در پی آن است تا با دستگیری، شکنجه، اعدام و ایجاد جو ارعاب همگانی، مانع پیکارهای سترگ بعدی شود.
پیش از اعدام این پنج زندانی سیاسی که مدت¬ها زیر شدیدترین شکنجه¬های جسمی و جانی بودند، و به عنوان «عوامل گروه‌های ضد انقلاب» از آنان نام برده شده است، موجی از اعتراضات در داخل و خارج از ایران علیه این احکام جنایتکارانه به راه افتاد و همگان با محکوم کردن جمهوری اسلامی، خواهان لغو حکم اعدام آنان شدند.
اعدام این پنج زندانی سیاسی، خشم طوفانی همه آزادی¬خواهان جهان را بی¬درنگ برانگیخته و آنان را به اقدام در برابر این بیدادگری و جنایت¬های تازه واداشته است.
اکنون نیز جسم و جان زندانیان سیاسی دیگری که به خاطر مبارزات دانشجویان، فرهنگ¬ورزان و زنان و کارگران که به ویژه در اول ماه مه دستگیر شده¬اند در خطر قرار دارد و اقدام هر انسان آزادی¬خواه را در راه رهائی و آزادی آنان می¬طلبد.
کانون نویسندگان ایران در تبعید، بنابر منشور و آرمان خود در دفاع از آزادی اندیشه و بیان و حقوق مسلم مردم برای رهائی از ستم و بیداد، اعدام این پنج زندانی سیاسی را محکوم و از همه مردم آزادی¬خواه جهان درخواست می¬کند که صدای اعتراض خود را در برابر این جنایت ها بلند کنند و به مقابله همه جانبه با بیداد این رژیم ارتجاعی و پوسیده بپردازند.

کانون نویسندگان ایران در تبعید
یک¬شنبه ١٩ اردیبهسشت ١٣٨٨

www.iwae.org
kanoon_dt@yahoo.com

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۷, جمعه

محاکمه معلم قرآن و «امام» به اتهام آزار جنسی يک دختر 11 ساله در استکهلم



ترجمه گزارش خبرگزاری رسمی سوئد.5 ماه مه 2010

يک امام 48 ساله که به کودکان قرآن تدريس ميکند به اتهام آزار جنسی يک دختر 11 ساله که شاگردش بود محاکمه ميشود.
بنا بر کيفرخواست، تجاوز در ماه های اوت و سپتامير ساله گذشته در خانه والدين دختر واقع در جنوب استکهلم صورت گرفته است. مرد 48 ساله مرتب به اين خانه ميرفت و به دختر مزبور و برادر 14 ساله اش قرآن و عربی درس ميداد.

وقتی سرانجام دختر ماجرا را برای والدين خود تعريف کرد آنها فورا با پليس تماس گرفتند. به گفته دادستان مادر کودک نگران بود که بچه های ديگری هم مورد سوء استفاده قرار گرفته باشند.
آزار جنسی عبارت از اين بود که مرد 48 ساله بدن و سينه دختر را لمس ميکرد.

دادستان ميگويد آزار جنسی کودکان مساله وخيمی است، بويژه وقتی که اين عمل در خانه و توسط شخصی صورت بگيرد که بچه به او اعتماد ميکند. به نظر من اين مرد از موقعيت خود سوء استفاده کرده و مجازات او بايد در سطح زندان باشد. به عقيده او شواهد عليه اين مرد بسيار قوی است.

ماجرايی که دختر تعريف ميکند قابل اعتماد است و واکنش دختر هنگام تعريف ماجرا برای والدين با موارد مشابه خوانايی دارد. بچه به شدت متاثر بود و آنقدر خجالت می کشيد که به زحمت جرات پيدا کرد ماوقع را برای والدين خود تعريف کند. برادر بزرگ هم که ديرتر به درس قران پيوسته بود موضوع را تاييد ميکند و بر نزديک شدن بيش از اندازه مرد به خواهرش شهادت ميدهد.

مادر دختر به خبرگزاری سوئد گفت او خودش را به عنوان امام به من معرفی کرد. به نظرمن اين مساله موضوع را جدی تر ميکند. من از کاری که او کرده است به شدت شوکه شده ام.

محاکمه قبل از تابستان در دادگاهی در استکهلم صورت خواهد گرفت. مرد جرم خود را انکار ميکند.

فیلمی مستند از پدوفیل های مجاهد مسلمان افغان که از تلویزیون نروژ پخش شده است

http://www.nrk.no/nett-tv/klipp/633526

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳, دوشنبه

به مناسبت روز معلم در ایران ( خمینی مدعی بود با حاکمیت اسلام مردم را می خواهد به مقام والای انسانیت برساند و معنویجات را گسترش دهد.)






بهاره مقامي متجاوز جنسي خود را شناسايي کرد:آخوند حسين طائب،فرمانده وقت بسيج




داستان یک تجاوز

به مناسبت روز معلم


خانم بهاره ی مقامی معلم مدرسه ی کودکان که در جریان اعتراضات بعد از انتخابات، توسط نیروهای حکومت دستگیر و سپس از سوی حسین طائب فرمانده ی وقت بسیج مورد تجاوز قرار گرفت، به مناسبت روز معلم شرحی از اتفاقاتی که در زمان دستگیری بر او گذشته، نوشته است ...


اخبار روز: خانم بهاره ی مقامی معلم مدرسه ی کودکان که در جریان اعتراضات بعد از انتخابات، توسط نیروهای حکومت دستگیر و سپس از سوی حسین طائب فرمانده ی وقت بسیج مورد تجاوز قرار گرفت، به مناسبت روز معلم شرحی از اتفاقاتی که در زمان دستگیری بر او گذشته، نوشته است. وی یادآوری کرده است که این نوشته به بهانه ی مقاله ای است که روز جمعه ی گذشته تحت عنوان «برای معلم کودکان, بهاره مقامی» منتشر شد: www.akhbar-rooz.com
به مناسبت روز معلم

در بلندای اندیشه و در اندیشه ای بلند بود که حافظ گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند...جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد. حال پس از گذشت صدها سال از این اوج به چونان هزیزی رسیده ایم که رئیس دولتمان - که باید دولتمرد باشد - مخالفین را بزغاله می خواند و گویندگان اسرار را نه تنها بر سر دار سربلند نمی کند، که در کنج سردابه ها و دخمه های ننگین حرص و هوس به داغی می آلاید که دیگر سری برای بلند کردن باقی نمی ماند. سر می ماند، اما جان گویی که از درون جسم رخت بر بسته است. حالا برای سر بلند کردن عبور از دیوار های سترگ فرهنگی پوسیده و متعصب لازم است. از همه سوی پیام های هم وطنانم را می شنوم که می گویند بهاره سر بلند کن، آری، از بیرون گود گفتنش آسان است... همین پیام های روح بخش بود اما که مرا به زندگی باز گرداند، زندگی قبلیم نه، یک زندگی جدید، با یک هدف جدید و برای فردایی جدید. نه تکرار وهم آلود قرنها تبعیض و استبداد و سرکوب. جان اما دیگر برایم آنقدرها عزیز نیست، می دانم آنقدر فریادم تکثیر شده است که خاموشی نمی پذیرد. در ماه هایی که گذشت بارها آرزوی مرگ کردم، جانم را هم اگر بگیرند به آرزویم رسانده اند، پس می گویم، می گویم چرا که من دیگر شکست ناپذیرم، تبدیل به صدایی شده ام که از هزاران حنجره فریاد می شود، هم میهنم، پروازم را به خاطر بسپار. از حسین می نویسم.

دقت کرده اید که در فیلمها و سریالهای جمهوری اسلامی نام شخصیت جنایتکار و قاچاقچی فیلم همیشه کامبیز است، یا کورش یا جمشید؟‌ و در مقابل شخصیت مثبت و نجات دهنده همیشه حسین است، یا علی، یا محمد، ترجیحاً ملقب به حاجی و سید؟ در سرگذشت من اما نقشها جابجا شده بود، حسین قصه ی غصه ی من، مرا به گور عشق و امید هدایت کرد. گویی دری از درهای جهنم باز شده بود و موجودی که انگار تجسم هر آنچه زشت و کریه است و منفور پا به جهان گذاشته بود. کوهی از نفرت و توحش که در لباس مردی روحانی به نماز ایستاده بود، و دقایقی پس از پایان نماز در بستر خونین دختری هراسان به تجاوز نشسته... نامش را نمی دانستم، عکسش را که در اینترنت دیدم او را شناختم، کابوس شبان و روزهایم را. صورت پوشیده از ریشش را و نفرین ابدی چشمهای هرزه اش را. عبای متعفن و خیس از عرق تابستانش را. حسین طائب را.

گفت دانشجوی کجایی؟‌ گفتم دانشجوی دانشگاه تربیت معلم بوده ام، حالا هم درسم تمام شده و کار می کنم، معلمم. گفت به دستور کی به خیابان آمدی؟‌ لیدرت کی بوده؟‌ گفتم هیچ کس، لیدر نداشتم. پاسخ دست سنگینش بود که پشت سرم فرود آمد، صورتم خورد به میز مقابل و صدای دندانهایم را شنیدم که ریخت توی دهنم. خودش ماها را انتخاب کرده بود، من و هشت دختر دیگر را، از میان گروه ۳۰-۴۰ نفری بازداشت شدگان. نمی دانم بر چه اساسی انتخاب می کرد، هیچ کدام از ما فعال سیاسی نبودیم. ما را جدا کرد و برد به یک بند. گویا در زندان خیابان سئول در قرارگاه ثارالله بودیم، این را از روی شرح حال های دیگرانی که آنجا بوده اند می گویم، چون همه ی ما را وقتی گرفتند چشم بند زدند و با ماشین های سیاه رنگی بردند. همین را می دانم که در زیر زمین بودیم. بعد از حدود یک شبانه روز سرگردانی و بی خبری به بندمان آمد. آمد و یکی از ما را که دختر زیبا و مهربانی به اسم مهسا بود همراه برد. تا بحال شده پرنده کوچکی را در دست بگیرید و ببینید که قلبش چقدر تند می زند؟ ‌قلب مهسا همان طور می طپید. فکر کردیم شاید می خواهند آزادش کنند، یا شاید خانواده اش آمده اند دنبالش، شاید وثیقه بگذارند و ببرندش. هیچ کس نمی دانست که چه سرنوشتی در انتظار است. یکی از دختران همبند که شوخ طبع و سر خوش بود سعی می کرد که جوک بگوید و بقیه را بخنداند و حال و هوا را کمی عوض کند. همه اما از بی خبری و انتظار در عذاب بودند. ناگهان صدای ضجه جگرخراش مهسا بلند شد. صدای فریاد او آنقدر جانسوز بود که همه ما را در جا میخکوب کرد. همه در سکوت و بهت و ناباوری به هم خیره شدند. رعب و وحشت بر تن همه مان سایه انداخته بود، دیگر کسی جوک نگفت، دیگر کسی نخندید، مهسا را دیگر ندیدم...

یادآوری این صحنه ها هنوز هم برای من سهمگین است، هنوز هم نگاه آخر او را به خاطر دارم، هنوز هم صدایش در گوشم می پیچد،با این حال در نهایت نا امیدی می نویسم مهسا جان، اگر هستی و این را می خوانی از خودت پیغامی بده. بگو که هستی، بگو که زنده ای.

حسین پس از اینکه بازجویی!! را تمام کرد مرا به دست دو زندانبان بی صبری که دم در مراقب بودند سپارد تا آنها هم به من تفهیم اتهام کنند و محاکمه و حکم، همه را یک جا برگزار کرده باشند. چه بودم برایشان؟‌ غنیمت جنگی؟! اما کدام جنگ؟‌ واجب القتل؟‌! اما به کدامین جرم؟‌ مفسد فی الارض؟! برای معلمی؟‌ خس و خاشاک؟!‌ آری، من خسی بودم در چشم تنگ نظر و متعصب و ذهن متوحش و هرزه ی آنان...

*****
دست در دست هم دهیم به مهر
میهن خویش را کنیم آباد
یار و غمخوار یکدگر باشیم
تا بمانیم خرم و آزاد

شعری ساده و کودکانه، که شاید باید بیشتر بخوانیمش.
یک سال پیش در چنین روزی وارد کلاس درس که شدم بوی گل به استقبالم آمد. نوگلان کوچکم را دیدم که هر یک شاخه گلی در دست داشتند و لبخندی به لب. در یک لحظه عالمی را سِیر کردم، آینده ی این ۳۲ غنچه ی زیبا را دیدم که هر کدام برای خودشان دختر خانمی شده اند و شاهدی یا مادری یا مدیری. در همه وجودم لبخند شکفت و شادی غنچه کرد. این دومین سالی بود که روز معلم را به عنوان یک معلم تجربه می کردم، و امسال سومین سال است...امسال اما کلاسم خالیست، از لبخند و غنچه و شکوفه خبری نیست. از خوابی شیرین برخاسته ام انگار، گلستان ایرانم را می بینم که از سیاهی، به لجنزاری مانند است، ابرهای تباهی را می بینم که جلوی نور مهرآمیز خورشید ایرانم را گرفته اند و به شهود و ادراک و آزادی اجازه عرض اندام نمی دهند... آری این دیار سخت به آموزگاران نیازمند است، چرا که در نور معرفت است که لجنزار رنگ می بازد و بهار شکوفه می کند.
بهاره مقامی
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹



مریم صبری، دلیل عزل حسین طائب


پس از پخش ماجرای دردناک مریم صبری و ظلمی که در زندان ولایت فقیه بر وی رفته بود، با توجه به اینکه توصیف وی از محل بازداشتش بسیار شبیه به بازداشتگاه خیابان سئول معروف به ابوغریب بوده، همین نکته سبب می شود که مصلحی وزیر اطلاعات موضوع را پیگیری نموده و گزارشی تهیه نماید. بر اساس این گزارش نام مریم صبری جزو بازداشتی های این بازداشتگاه می باشد ولی بر خلاف رویه معمول که باید پرونده به رؤیت قاضی رسیده و توسط قاضی، نسبت به ادامه بازداشت یا آزادی در ازای وثیقه تصمیم گیری شود، مریم صبری بدون طی مراحل قضائی آزاد شده است. بازجوی مربوطه مورد تحقیق قرار گرفته و وی ابراز می دارد که آزادی مریم صبری و تعداد دیگری از دختران بازداشت شده به دستور حسین طائب صورت گرفته است. تیم وزارت اطلاعات به سراغ تعدادی از این دختران رفته و متوجه می شوند که آنها نیز سرگذشتی مشابه مریم صبری داشته اند و در این بازداشتگاه مورد تعرض قرار گرفته اند.
وزیر اطلاعات گزارش را برای رهبری برده و طائب توسط رهبر برای ادای توضیحات فرا خوانده می شود، طائب این اتهامات را ساختگی دانسته و آنرا نتیجه انتقام جوئی مصلحی از خود می داند، زیرا قبل از مصلحی قرار بوده طائب بعنوان وزیر اطلاعات معرفی شود و اینک مصلحی می خواهد این رقیب احتمالی خود در آینده را با این اتهامات از میان بردارد. گروه مستقلی از قوه قضائیه پرونده را بررسی و کثافتکاری طائب را تائید می کند.
رهبر علیرغم میل باطنی خود و با وجود مقاومت فرزندش مجتبی، بدلیل تعدد موارد خلاف و ابعاد بسیار زشتی که این تخلفات داشته، سرانجام به عزل طائب رضایت می دهد. بنا به گزارش هیأت قوه قضائیه، اعمالی که طائب مرتکب شده قابل قیاس با پرونده حجت الاسلام میثم، قاضی شرع و رئیس دادسرای منکرات اهواز است. این قاضی شرع سالها پیش در اهواز بعنوان رئیس دادسرای منکرات، به تعداد بسیار زیادی از دختران بازداشتی تجاوز نموده بود. اکثر این دختران بدلیل کامل نبودن حجاب اسلامی و یا پوشش نامناسب، توسط گشت دستگیر شده و به بازداشتگاه منکرات منتقل شده و در اختیار قاضی پست فطرت قرار می گرفتند. هنگامی که بدلیل فساد و جنایات بیشمار، و شکایت تعداد زیادی از مردم اهواز، هیأتی از قوه قضائیه برای رسیدگی موضوع به اهواز رفت، تنها ظرف چند روز و پس از صحبت با تعدادی از دختران مورد تجاوز قرار گرفته و بازجویی از قاضی شرع و زیردستانش، مستقیماً موضوع را به رهبر گزارش دادند و خواستار مداخله وی شدند، زیرا رئیس قوه قضائیه خواستار این شده بود که قاضی میثم بازداشت و به زندان تهران منتقل شود و شاکیان مربوطه نیز در دادسرای تهران شکایاتشان را مطرح نمایند تا رسیدگی شود و از نظر هیأت اعزامی به اهواز این موضوع می توانست منجر به یک آبروریزی وحشتناک برای روحانیت و نظام شود. با حکم رهبری، قاضی شرع متجاوز بدون هیچگونه محاکمه ای همانشب اعدام شد. فردای آنروز با پخش شدن خبر اعدام این جنایتکار، شهر اهواز به تشنج کشیده شد و مردم خشمگین به خیابانها ریختند.
حکومت در حال حاضر در موقعیتی نیست که بخواهد طائب را اعدام کند تا بر جنایتهای او سرپوش بگزارد و در عین حال زنده ماندن طائب نیز سبب می شود تا در جنگ داخلی حکومت، هر روز برگ دیگری از پرونده ننگین وی برملا شود. شاید تدبیر رهبر این باشد که برای تکذیب شایعات، پست جدید و کم اهمیتی به طائب بدهند و پس از مدتی در جاده چالوس ماشینش را به دره رهنمون سازند و نقطه ای بر پایان داستان سیاه طائب بگزارند.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۹, پنجشنبه


سرود پیوستن


از خسرو گلسرخی قهرمان ملی ایران


به مناسبت روز جهانی کارگر

باید که دوست بداریم یاران!
باید که چون خزر بخروشیم
فریادهای ما اگر چه رسا نیست
باید یکی شود.
باید تپیدن هر قلب اینک سرود
باید سرخی هر خون اینک پرچم
باید که قلب ما
سرود و پرچم ما باشد...
باید در هر سپیدی البرز
نزدیک تر شویم
باید یکی شویم
اینان هراسشان از یگانگی ماست...
باید که سرزند
طلیعه خاور
از چشمهای ما
باید که لوت تشنه
میزبان خزر باشد...
باید که کویر فقر
از چشمه های شمالی بی نصیب نماند
باید که دستهای خسته بیاسایند
باید که خنده و آینده ، جای اشک بگیرد
باید بهار
در چشم کودکان جاده ی ری
سبز و شکفته و شاداب
باید بهار را بشناسند
باید « جوادیه » بر پل بنا شود
پل ،
این شانه های ما.
باید که رنج را بشناسیم
وقتی که دختر رحمان
با یک تب دو ساعته می میرد
باید که دوست بداریم یاران!
باید که قلب ما
سرود و پرچم ما باشد...


گراميداشت روز جهانی همدردی با کارگران آسيب ديده

بيانيه سنديکای شرکت واحد، سنديکای نيشکر هفت تپه و ...



28 آوريل (8 ارديبهشت) روز جهانی همدردی با کارگران آسيب ديده در محيط کار را گرامی ميداريم

28 آوريل برابر با هشتم ارديبهشت ماه روز جهانی همدردی با کارگران آسيب ديده است. امسال نيز سازمانهای کارگری همانند ديگر سالها در بيش از صد کشور در سراسر جهان با برپايی مراسم های همدردی با کارگران کشته شده و آسيب ديده در محيط کار، خواهان بهتر شدن قوانين ايمنی کار و مجازات صاحب کارانی خواهند شد که مسبب مرگ و يا نقص عضو کارگران در محيط کار شده اند.
کارگران در اين روز در سراسر دنيا به ياد همکاران قربانی خود، کارزار همبستگی و گرامي‌داشت و همدردی با خانواده‌های کارگران قربانی را به راه خواهند انداخت و برنامه‌های آموزشی و اعتراضی گوناگونی را عليه سياست‌ها و قوانينی که باعث قربانی شدن ميليون‌ها کارگر در سال مي‌شود سازمان خواهند داد.
کارگران ايران در شرايطی اين روز را گرامی ميدارند که وضعيت ايمنی در محيط های کار در بدترين شرايط در طی چند دهه گذشته قرار دارد. راننده ای که در پشت فرمان اتوبوس در هوای بسيار آلوده کار ميکند، کارگران معادن، پالايشگاه، پتروشيمي، ماشين سازي، معلمی که تدريس ميکند تا کارگر کشاورزی و همه و همه از اين قاعده متثنی نيستند و زنان و کودکان کارگر جدا از اين که به دليل انجام کارهای سخت و زيان‌آور قربانی حوادث شغلی مي‌شوند، همچنين قربانی آزار و اذيت جنسی برخی کارفرمايان و همکاران مرد خود نيز مي‌گردند.
وجود ميليونها کارگر بيکار، تحميل قرار دادهای موقت بر کارگران، نبود امنيت شغلی و بختک اخراج سازی و تعطيلی يکی پس از ديگری شرکت ها و کارخانجات آنچنان سايه شوم خود را بر سر کارگران انداحته است که امروزه پيدا کردن شغل، حفظ آن و تلاش برای بدست آوردن لقمه نانی به اولويت اول زيست کارگران در ايران تبديل شده است، بطوريکه در اين ميان مطالبات مربوط به بهداشت و ايمنی کار در رده فراموش شده ترين و آخرين مطالبات کارگران ايران قرار گرفته است.
افزون بر غيرايمنی بودن محيط کار که سالانه هزاران کارگر در ايران را قربانی خود ميکند از ديگر سو وجود دستگاه‌های گوناگون انتظامی و امنيتی و حراستی و اطلاعاتی در محيط‌های کار، امنيت روحی و روانی کارگران ايران را پيوسته به مخاطره انداخته است. تحت چنين شرايطی کارگری که مي‌خواهد برای پيش‌برد مطالبات خود و بهبود شرايط کار و ايمنی اش قدمی بردارد بلافاصله مورد تهديد، بازجويی و ضرب و شتم نيروهای حراست و انتظامی و امنيتی قرار ميگيرد و کم نيستند کارگرانی که در طول سالهای گذشته و هم اکنون به دليل طرح مطالبات خود اخراج و روانه‌ی زندان‌ها شده اند و آسيب‌های روحی و روانی غير قابل جبرانی بر آنان و خانواده هايشان وارد آمده است.
آمارهای تکان‌دهنده‌ و روند رو به افزايش حوادث ناشی از نبود اطلاعات و آموزش ايمنی در محيط کار در طی سال‌های گذشته نشان مي‌دهد که اساسا صيانت و حفاظت از جان کارگران و زحمتکشان و پاسخگويی به مطالبات عادلانه آنان و بهبود شرايط کار در دستور کار سيستم موجود قرار ندارد و روند چاره‌جويی و پيشگيری برای کاهش حوادث شغلی برای مجموعه سيستم مديريت و قانون‌گذار از ذره ای اهميت برخوردار نيست.
در اين ميان محروميت کارگران ايران از تشکلهای مستقل خود، يکی از حلقه های اصلی مجموعه عواملی است که امروزه کارگران ايران را در چنين موقعيت آسيب پذيری در رابطه با وجود ايمنی در محيط کار قرار داده است. وجود تشکلهای مستقل کارگری و آموزش در محيط کار يکی از حياتی ترين ابزارها جهت بهبود شرايط کار و کاهش حوادث شغلی است که از ديگر سو ميتواند باعث تغييراتی بنيادی در وضعيت کنونی طبقه کارگر ايران بشود.
ما همراه و همگام با کارگران جهان 28 آوريل روز جهانی همدردی با کارگران آسيب ديده و روز اعتراض به نبود ايمنی در محيط کار را گرامی ميداريم و با اعتراض به شرايط وخيم نبود ايمنی در محيطهای کار ضمن اعلام همدردی با عموم کارگران آسيب ديده و خانواده هايشان در ايران و سراسر جهان، خواهان بکار گيری بالاترين استانداردهای ايمنی در محيط کار هستيم و سيستم موجود را مسئول بلاواسطه قربانيان حوادث ناشی از کار ميدانيم.


سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
سنديکای کارگران شرکت نيشکر هفت تپه
اتحاديه آزاد کارگران ايران
هيئت بازگشائی سنديکای فلز کار و مکانيک
هيئت بازگشايی سنديکای کارگران نقاش
انجمن صنفی کارگران برق و فلز کار کرمانشاه
کميته پيگيری ايجاد تشکلهای آزاد کارگری
کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکلهای کارگری
انجمن دفاع از کارگران اخراجی و بيکار سقز
شورای زنان

كانون نویسندگان ایران بمناسبت اول ماه مه، روز جهانی كارگر :

كارگرانی كه به خاطر پی‌گیری حق مسلّم خود در بند شده‌اند را آزاد کنید

اول ماه مه، روز جهانی كارگر است. در سال ۱۸۸۶ در چنین روزی ۱۰۰هزار كارگر در شیكاگو، آمریكا، با درخواست ۸ ساعت كار روزانه به خیابان‌ها آمدند. اما پلیس تظاهرات و راه‌پیمایی كارگران را وحشیانه سركوب كرد و چهار تن از رهبران طبقه كارگر را به جوخه‌ی اعدام سپرد. از آن پس در بیش‌تر كشورهای جهان، زنان و مردان كارگر و تشكل‌های آزاد كارگری هر سال در اول ماه مه، آزادانه و فارغ‌بال، به خیابان‌ها می‌آیند و با جشن و پای‌كوبی خاطره‌ی این روز را گرامی می‌دارند. در این روز كارگران بار دیگر بر حق خود برای برپاداشتن جهانی فارغ از ستمِ سرمایه، استثمار، نابرابری، تبعیض جنسیتی، بیكاری و ترس از بیكاری، اعدام و شكنجه، جنگ و آزادی‌كُشی و سانسور، و در یك كلام،‌ ساختن جهانی شایسته‌ی انسانِ آزاد پا می‌فشارند.

در ایران، اگرچه روز جهانی كارگر را،‌ هم در اواخر رژیم گذشته و هم پس از انقلاب در حاكمیت كنونی، ظاهراً به رسمیت شناخته‌اند، در واقعیت امر، همواره از تشكیل هر گونه تشكل آزاد و مستقل كارگری با سركوب و بند و زندان جلوگیری شده، و اول ماه مه - روز كارگر- یا روز تعقیب و گریز و ضرب ‌وشتم كارگران بوده است یا روز نمایش‌های فرمایشی دولتی.

كانون نویسندگان ایران،‌ كه تشكلی آزاد و مستقل است، ضمن شادباش این روز فرخنده به كارگران و همه‌ی مردم زحمتكش، به حكم منشور خود كه خواهان آزادی بیان و قلم و اندیشه در همه‌ی عرصه‌ها برای همگان است، بر پا داشتن تشكل‌های آزاد و مستقل كارگری و برگزاری آزادانه‌ی جشن بزرگ اول ماه مه را حق بی‌چون‌وچرای كارگران ایران می‌داند، و خواهان آزادی همه‌ی كارگرانی است كه به خاطر پی‌گیری این حق مسلّم خود در بند شده‌اند.

كانون نویسندگان ایران
۹ اردیبهشت ۸۹

۱۳۸۹ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

اعلامیه کانون ایرانیان مبارز- استکهلم به مناسبت روز جهانی کارگر






اول ماه مه و تقابل دو جبهه





مخالفت با استثمار ، بی عدالتی و ظلم، یعنی، دفاع از حقوق انسانی، یعنی، مقابله با توحش و بربریت. مخالفت و مبارزه با عاملین استثمار ، بی عدالتی و ظلم ،عکس العملی انسانی است .
مبارزه با آمرین و عاملین آزار و اذیت ، اخراج و دستگیری ، زندان و شکنجه کارگران و دیگر مزد بگیران تحت ستم، زمانی که به جنبشی گسترده تبدیل شود میتواند سٌد راه پیشروی استبداد و استثمار شود .
ایجاد سندیکا ها و اتحادیه هاي کارگری و تشكل هاي مردمی ، و تبدیل آنها به شبکه های سراسری ، در خدمت پدیداری و تداوم مبارزات کارگران و دیگر مزدبگیران تهیدست است.
کارگران با پیکارهای روزمره برای منافع ملموس خودشان است که پیوند خود با طبقات و اقشار جامعه را کشف میکنند و با دست یابی به آگاهی های عمیق تر، از جمله آگاهی هائی که توسط عنصر آگاه بدرون جنبش مردمی آورده میشود، در رابطه با پیچیدگی مناسبات اجتماعی و سازمان یابی های لازم، ضرورت گریز ناپذیر مبارزه برای رهائی از خفقان حکومت استبدادی و مبارزه علیه هر نوع بهره کشی انسان از انسان را کشف مینمایند.

با توجه به این حقایق ؛

* - نمی بایست در مقابل بریدن زبان منصور اسالو و شکنجه او و دهها رفیق و همرزم كارگر او بی تفاوت باشیم.
* - نمی بایست بی تفاوت به وضعیت میلیونها خانواده کارگری باشیم که حقوق شان یک سوم خط فقر است و همین مبلغ ناچیز نیز ماهها و گاهی سالها به تعویق می افتد.
* - نمی بایست بی تفاوت به وضعیت زندگی بیش از هفت میلیون کارگری باشیم که در شرایط فقر و بی حقوقی و استیصال تن به قرار داد موقت و سفید امضاء داده و به بردگی کشیده می شوند و هر لحظه در اضطراب اخراج و بیکاری بسر می برند.
* - با توجه به این حقیقت که در ایران از نزدیک به هشت میلیون کارگر، فقط 700000 نفر تحت پوشش قانون کار و خدمات اجتماعی و درمانی هستند، نمی بایست نسبت به درد رنج کارگران و دیگر مزدبگیران تحت ستم بی توجه باشیم.
* - نمی بایست شاهد بی تفاوت بهره کشی نزدیک به صدها هزار کودک کار باشیم، که در بدترین شرایط کار می کنند و در معرض بیماریهای گوناگون و تجاوز و تعرض و انحرافات گوناگون اجتماعی هستند و هیچگونه زمینه مناسبی برای تحصیل آنان فراهم نیست.
* - نمی بایست شاهد بی تفاوت استثمار ودرد و رنج مضاعف زنان کارگر و زحمتکشی باشیم که تنها نان آور خانواده هستند وحتی از همکاران مرد خود کمتر مزد می گیرند .
* - نمی بایست شاهد بی تفاوت درد و رنج میلیونها کارگر و زحمتکش بیکاری باشیم که از هیچگونه حمایت قانونی و اجتماعی برخوردار نیستند و برای گذران زندگی حتی مجبور به فروش کلیه شان می شوند.
* - نمی بایست شاهد بی تفاوت استثمار ودرد و رنج صدها هزار معلم زحمتکشی باشیم که در زیر سرکوب های رژیم و فشارهای طاقت فرسای مخارج زندگیشان، بسیاری از آنان برای گذران زندگی شان، ناچارند دو شغله باشند.
در اول ماه مه صف ها مشخص می شود .
جمهوری اسلامی ایران، از هم اکنون مامورین سرکوبگر تا دندان مسلح و کارد های سلاخی و دستگاههای شلاق و شکنجه و زندانهایش را آماده کرده است.
بیائیم نشان دهیم که بی تفاوت نیستیم
بیائیم دوش به دوش کارگران و زحمتکشان میهنمان با توحش و بربریت مبارزه کنیم
بیائیم حمایت کارگران جهان را از کارگران و زحمتکشان ایران جلب کنیم
بیائیم از همبستگی کارگران و زحمتکشان جهان دفاع کنیم
بیائیم نشان دهیم که انسانیم!
کانون ایرانیان مبارز- استکهلم


ما از شما دعوت میکنیم تا در تظاهرات روز اول ماه مه بهمراه دیگر نیروهای مترقی سوئدی و خارجی در حمایت از طبقه کارگر شرکت نمائید و افکار عمومی را از جمله به حمایت از کارگران و دیگر مزدبگیران تهیدست ایران فراخوانید.
ساعت تظاهرات : 12:00 محل تظاهرات : Medborgarplatsen - Stockholm




Första maj: KLASSKAMP
Att vara emot exploatering och orättvisor betyder att försvara mänskliga rättigheter,
Att vara emot barbariska handlingar och kämpa mot de som orsakar explorering och orättvisor är en human reaktion.
Förutsättningen för att sätta stopp för diktaturer är att organisera lands-omfattande kamp för demokrati och frihet så att uppsägningar, arresteringar, fängelsestraff och tortyr av arbetare upphör.
Att etablera fackliga organisationer, fackförbund och folkliga organisationer blir ett steg i rätt riktning för att förvandla dessa till nätverk så att arbetarnas och övriga löntagarnas kamp får kontinuitet.
Arbetare fördjupar sina kunskaper om klasskampen på olika sätt. Ett sätt är genom sin dagliga kamp för fackliga krav och på så sätt upptäcker de hur deras liv är i interaktion med övriga sociala grupper i samhället. Ett annat sätt är att progressiva krafter för vidare sina kunskaper in de folkliga rörelserna som då kan växa i sin uppfattning om de mest avancerade sociala infrastrukturen och därmed kan de organisera sig tillräckligt för att ha förstålse för att upprätthålla kampen mot hela systemet och kampen mot utsugning.
Utifrån ovanstående fakta
:
• Vi ska inte negligera om censur sensor och tortyr av Mansour Osanloo och hans arbetarkamrater
• Vi ska inte negligera den livsituation som millionstals arbetarfamljer har. Deras lön ligger en tredje del under fattigdomsgränsen och även denna minimala summa betalas inte i tid, ibland först efter ett år
• Vi ska inte negligera den livsituation som 8 millioner arbetare lider av; fattigdom, utan rättigheter och med slitsamma arbetsvillkor där alla tvingas acceptera visstidanställningar eller vilkorslösa kontrakt, Trots detta hotas de varje sekund av uppsägning eller arbetslöshet
• Vi ska inte negligera att endast 700 000 av 8 millioner arbetare är försäkrade på jobbet, socialt och medicinskt. Sådant lidande får inte nonchaleras.
• Vi ska inte negligera den exploatering av hundratusentals barnarbetare som sker. Många lever under de sämsta förhållanden och hotas av sjukdomar, våldtäkter och övriga övergrepp och sociala misär. De har inte ens möjlighet tilll utbildning.
• Vi ska inte negligera kvinnorna som är dubbelt förtryckta pga av sitt kön och pga ekonomi.Kvinnorna tjänar alltid mindre än sina manliga kollegor.
• Vi ska inte negligera det lidande som milliontals arbetare har. De har inga rättigheter eller socialt stöd överhuvudtaget och blir ibland tom tvungna att sälja sina njurar och andra organ.
• Vi ska inte negligera om exploatering och lidande för hundratusentals lärare som under tryck från regimen och för att överleva är tvugna att ha två jobb för att klara det minimum i sina liv
:Första maj blir fronterna tydliga

Islamiska regimen har redan nu har förberett sig för att fängsla, tortera och piska sina motståndare genom sina beväpnade poliser och agenter
Låt oss visa att vi bryr oss om kampen för frihet och demokrati.
Låt oss kämpa mot islamiska regimens barbariska handlingar och solidarisera med iranska arbetarklasssen och deras rättigheter.
Låt oss uppmärksamma världen och få deras stöd till iranska arbetare och fattiga lönetagares kamp.
Låt oss försvara solidaritet emellan arbetarna i världen
Kämpande iranska förbundet - Stockholm
Härmed bjuder vi in till att delta i demonstrationer i första maj tillsammans med svenska och invandrar progressiva krafter och på så sätt uppmärksamma kraften om arbetarmakt.
demonstration

Tid: kl.12.00
Plats: Medborgarplatsen- Stockholm

بیانیه کانون مدافعان حقوق کارگر

به مناسبت روز جهانی کارگر، اردیبهشت 1389



سال گذشته را در حالی سپری کردیم که یکی از پرتنش ترین سال ها در تحمیل دردها و آلام به مردم زحمتکش وکارگران بود. در جشن روز کارگران در سال گذشته، یورش خشم آگین نیروهای امنیتی به تجمع مسالمت آمیز کارگران، ده ها نفر از آنان را روانه زندان کرد و پس از آن نیز اعتراضات مردم برای حق طبیعی تجمع آزاد بارها و بارها مورد حمله و یورش قرار گرفت.

خواسته های به حق مردم که در سی سال گذشته انباشته شده بود و با اعتراضات خیابانی بیان می شد، به شدت مورد سرکوب قرار گرفته و بخش بیشماری از اعتراض کنندگان کشته یا به بدترین وجه دستگیر شده، مورد آزار قرار گرفته و روانه زندان ها شدند.

کارگران نیز همراه با سایر اقشار زحمتکش، معلمان، دانشجویان و مردم معترض به نبود آزادی های اجتماعی بارها و بارها اعتراضات خودشان را به اشکال مختلف بیان کردند.

از سوی دیگر بیکاری فقر و تنگدستی اخراج و فشارهای مختلف ، زندگی کارگران و سایر زحمتکشان را در سال گذشته به شدیدترین وجه مورد حمله قرار داد. از هم اکنون طرح هدفمند کردن یارانه ها نیز می رود تا زندگی مشقت بارتری را برای کارگران و حقوق بگیران در سال جاری رقم زند.

ما ضمن حمایت از اعتراضات به حق مردم زحمتکش در سال گذشته و با پافشاری بر خواسته های روز کارگر در سال 88 و حمایت از خواسته های قطعنامه تشکل های کارگری در 89 اعلام می کنیم:

1- ایجاد تشکل های کارگری صنفی، سندیکایی و شورایی حق مسلم کارگران ، زحمتکشان معلمان و سایر اقشار مردم است و اعمال قدرت مردم تنها از طریق ایجاد نهادهای انتخابی در همه شئون زندگی و درمحل کار امکان پذیر است. این خواسته به حق مردم برای انتخاب نمایندگان خود در همه ی زمینه ها باید پیگیری شود.

2- ایجاد یک زندگی شرافتمندانه انسانی که در آن نیازهای اولیه زندگی از قبیل کارمناسب، خوراک، پوشاک، مسکن ، آموزش و پرورش و بهداشت وبیمه های اجتماعی برای همگان تامین باشد، حق مسلم هر انسانی است واین امر جز با محو استثمار انسان از انسان میسر نخواهد شد.

3- وجود جامعه ای امن وعاری از خشونت شکنجه و زندان و اعدام خواست همه ی کارگران و زحمتکشان ومردم تحت ستم است و این مهم جز با برابری کامل انسان ها اعم از زن و مرد، اقوام و ملیت ها امکان پذیر نخواهد بود.

4- هر جامعه ای که در آن کودکان و زنان از احترام بیشتری برخوردار باشند متمدن تر است. کار کودکان مصداق بارز ظلم و ستم بر جامعه است و باید محو گردد.

5- آزادی بیان واندیشه بی حصر واسثتثنا حق مسلم همگان است.

ما ضمن پشتیبانی از تمام خواسته های آزادی خواهانه مردم اعلام می کنیم که طرفداران دروغین کارگران و زحمتکشان و پشتیبانان سیاست های نئو لیبرالی در قالب طرفداران بازار آزاد و یا استثمار آزاد و دفاع از نظام سرمایه داری غم خوار کارگران و زحمتکشان نبوده و تنها می خواهند از آنان به عنوان سیاهی لشگر برای سهم خواهی بیشتر از نظام موجودند استفاده کنند واعلام می کنیم که کارگران و زحمتکشان تنها به نیروی خود و با تکیه بر تشکل های مستقل مردمی، که آن را در جریان مبارزه بدست خواهند آورد از حقوق حقه ی خود برای رسیدن به یک جامعه ی انسان محور ، خواسته های خود رابه هر طریق دنبال خواهند کرد.

کانون مدافعان حقوق کارگر

8 اردیبهشت 89

۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه



قطعنامه مشترک روز جهاني کارگر ( تشکل هاي کارگري ايران)



اول ماه مه روز همبستگي بين المللي طبقه کارگر و روز اعتراض جهاني کارگران به فقر و فلاکت و نابرابري است. در اين روز ميليونها کارگر در سراسر جهان دست از کار مي کشند، خيابانها را به تسخير خود در مي آورند و با اعلام خشم و انزجار از مصائب بي شماري که نظام سرمايه داري بر بشريت تحميل کرده است، رهائي از ستم و استثمار و بر پائي دنيائي بهتر را فرياد ميزنند.


قطعنامه مشترک روز جهاني کارگر

( تشکل هاي کارگري ايران)


اول ماه مه روز همبستگي بين المللي طبقه کارگر و روز اعتراض جهاني کارگران به فقر و فلاکت و نابرابري است. در اين روز ميليونها کارگر در سراسر جهان دست از کار مي کشند، خيابانها را به تسخير خود در مي آورند و با اعلام خشم و انزجار از مصائب بي شماري که نظام سرمايه داري بر بشريت تحميل کرده است، رهائي از ستم و استثمار و بر پائي دنيائي بهتر را فرياد ميزنند.

طنين اعتراض به مشقات نظام سرمايه داري و برابري خواهي کارگران در اقصي نقاط جهان در حالي در روز اول ماه مه پهنه گيتي را در برميگيرد که علاوه بر ممنوعيت برگزاري مراسم اين روز در ايران، هم اکنون بسياري از کارگران برگزار کننده مراسم اول ماه مه سال 88 يا به زندان محکوم شده اند و يا در معرض صدور احکام سنگين قضائي قرار دارند و دهها تن از فعالين و رهبران کارگري به جرم برپائي تشکلهاي کارگري و دفاع از حقوق انساني شان در زندانها بسر ميبرند.

تحميل چنين ابعاد وحشتناکي از بي حقوقي اجتماعي بر کارگران ايران در شرايطي است که سيستم سرمايه داري ايران پس از گذشت سه دهه از انقلاب بهمن 57، دستمزد کارگران را به يک چهارم مبلغ زير خط فقر تقليل داده و با عدم پرداخت بموقع اين دستمزدها و اخراج و بيکار سازي توده هاي عظيمي از کارگران و رواج قراردادهاي موقت و سفيد امضا شرايط به غايت جهنمي را بر ميليونها خانواده کارگري تحميل کرده است و امروزه براي تضمين بيش از پيش سود آوري سرمايه با به تعطيلي کشاندن کارخانه ها و طرح قطع يارانه ها در صدد است تا آخرين لقمه ها براي زنده ماندن ميليونها خانواده کارگري را از سفره آنان به جيب صاحبان سرمايه سرازير کند.

اما همانگونه که ما کارگران ايران در انقلاب بهمن 57 و سالهاي اخير نشان داديم تاب تحمل اينهمه فلاکت و بي حقوقي را نخواهيم آورد و عليرغم زندان و سرکوب، پيشاپيش عموم مردم ايران در مقابل لگد مال شدن بديهي ترين حقوق انساني خود ايستادگي خواهيم کرد و اجازه نخواهيم داد بيش از اين حق حيات و هستي ما را به تباهي بکشانند. ما توليد کنندگان اصلي تمامي ثروتها و تعمات موجود در جامعه هستيم و داشتن يک زندگي انساني مطابق با بالاترين استانداردهاي زندگي بشر امروز را حق مسلم خود و عموم توده هاي مردم ايران ميدانيم.

در اين راستا ما ضمن اعتراض به وضعيت موجود که از روز جهاني کارگر سال گذشته به اين سو کارگران و عموم توده هاي مردم ايران را بيش از پيش در معرض سرکوب و تحميل بي حقوقي قرار داده است بر تحقق مطالبات زير پاي مي فشاريم و خواهان تحقق فوري و بي قيد شرط همه آنها هستيم:

1- برپايي تشكل هاي مستقل از دولت و کارفرما، اعتصاب، اعتراض، راهپيمائي، تجمع و آزادي بيان حق مسلم ما است و اين خواسته ها بايد بدون قيد و شرط به عنوان حقوق خدشه ناپذير اجتماعي كارگران و عموم مردم ايران به رسميت شناخته شوند

2- ما طرح قطع يارانه ها (هدفمند کردن يارانه ها ) و حداقل دستمزد 303 هزار توماني را تحميل مرگ تدريجي بر ميليونها خانواده کارگري ميدانيم و خواهان توقف فوري طرح قطع يارانه ها و افزايش حداقل دستمزدها به يک ميليون تومان هستيم

3- دستمزدهاي معوقه كارگران بايد فورا" و بي هيچ عذر و بهانه اي پرداخت شود و عدم پرداخت آن بايستي به مثابه يك جرم قابل تعقيب قضائي تلقي گردد و خسارت ناشي از آن به كارگران پرداخت شود

4- اخراج و بيكار سازي كارگران به هر بهانه اي بايد متوقف گردد و تمامي كساني كه بيكار شده و يا به سن اشتغال رسيده اند و آماده به كار هستند بايد تا زمان اشتغال به كار از بيمه بيكاري متناسب با يك زندگي انساني برخوردار شوند

5- ما خواهان محو قراردادهاي موقت و سفيد امضاء، تامين امنيت شغلي كارگران و تمامي مزد بگيران ، رعايت بالاترين استاندارد هاي بهداشت و ايمني کار و بر چيده شدن تمامي نهادهاي دست ساز دولتي از محيطهاي کار هستيم

6- ما خواهان لغو مجازات اعدام و آزادي فوري و بي قيد و شرط ابراهيم مددي ، منصور اسالو ، علي نجاتي و کليه فعالين کارگري و ديگر جنبش هاي اجتماعي و اعتراضي از زندان و توقف پيگرد هاي قضايي عليه آنان هستيم .

7- ما ضمن محكوم كردن هر گونه تعرض به اعتراضات کارگري و اعتراضات مردمي، اعتراض به هر گونه بي حقوقي و ابراز عقيده را حق مسلم و خدشه نا پذير کارگران و عموم مردم مي دانيم

8- ما خواهان لغو کليه قوانين تبعيض آميز نسبت به زنان و تضمين برابري کامل و بي قيد و شرط حقوق زنان و مردان در تمامي عرصه هاي زندگي اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و خانوادگي هستيم

9- ما خواهان برخورداري تمامي بازنشستگان از يك زندگي مرفه و بدون دغدغه اقتصادي و رفع هرگونه تبعيض در پرداخت مستمري بازنشستگان و بهره مندي آنان از تامين اجتماعي و خدمات درماني هستيم

10- کار کودکان بايد محو گردد و تمامي کودکان بايد جداي از موقعيت اقتصادي و اجتماعي والدين، نوع جنسيت و وابستگي هاي ملي و ن‍‍ژادي و مذهبي از امكانات آموزشي، رفاهي و بهداشتي يكسان و رايگاني برخوردار شوند

11- ما بدينوسيله پشتيباني خود را از تمامي جنبش هاي اجتماعي آزادي خواهانه اعلام مي داريم و دستگيري، محاكمه و به زندان افكندن فعالين اين جنبش ها را قويا" محكوم مي كنيم

12- ما ضمن اعلام حمايت قاطعانه از مطالبات معلمان، پرستاران و ساير اقشار زحمتكش جامعه ، خود را متحد آنها مي دانيم و خواهان تحقق فوري مطالبات آنان هستيم

13- ما بخشي از كارگران جهان هستيم و اخراج و تحميل هر گونه تبعيض بر كارگران مهاجر افغاني و ساير مليت ها را به هر بهانه اي محكوم مي كنيم

14- ما ضمن قدرداني از تمامي حمايت هاي بين المللي از مبارزات كارگران در ايران و حمايت قاطعانه از اعتراضات و خواسته هاي كارگران در سراسر جهان خود را متحد آنان مي دانيم و بيش از هر زمان ديگري بر همبستگي بين المللي كارگران براي رهايي از مشقات نظام سرمايه داري تاكيد مي كنيم

15- اول ماه مه بايد تعطيل رسمي اعلام گردد و در تقويم رسمي كشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعيت و محدوديت برگزاري مراسم اين روز ملغي گردد



زنده باد اول ماه مه

زنده باد همبستگي بين المللي كارگران

1 مه 2010

11ارديبهشت1389





سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه

سنديکاي کارگران شرکت نيشکر هفت تپه

اتحاديه آزاد کارگران ايران

هيئت بازگشائي سنديکاي فلز کار و مکانيک

هيئت بازگشايي سنديکاي کارگران نقاش

انجمن صنفي کارگران برق و فلز کار کرمانشاه

کميته پيگيري ايجاد تشکلهاي آزاد کارگري

کميته هماهنگي براي کمک به ايجاد تشکلهاي کارگري

انجمن دفاع از کارگران اخراجي و بيکار سقز

شوراي زنان


گزارش اولین جلسه عمومی کانون ایرانیان مبارز – استکهلم

در روز یکشنبه 25 آپریل 2010 از ساعت 14 الی 17 در مرکز آموزشهای کارگری منطقه سوندبی بری استکهلم ، بدنبال فراخوان پایه گذاران کانون ایرانیان مبارز برای شرکت در جلسه عمومی این کانون، 16 نفر از فعالین ایرانی عرصه های سیاسی – اجتماعی ساکن استکهلم در این جلسه شرکت نمودند.

مسئول منتخب جلسه بعد از خوش آمد گوئی به حضار، گزارش کوتاهی از نشستها و مذاکرات و توافق نظرها حول پلاتفرم مشترک کانون ارائه داد؛ سپس یکی دیگر از پایه گذاران کانون توضیحات مبسوطی در مورد دیدگاهها و نقطه نظرات مطروحه در منشور داد ؛ بعد از آن سئوالاتی توسط مدعوین حول دیدگاهها ، شیوه های کار ، نحوه ارتباطات و عرصه های گوناگون ارتباطات و مسائل مورد توجه ایرانیان داخل کشور مطرح گردید و به مدت یک ساعت و نیم مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.
ماحصل و جمع بندی بحث و گفتگوها که در زیر عنوان میشود باتفاق آرا تصویب شد.

1- تائید پلاتفرم
2- برگزاری کنفرانسها و جلسات مشترک با سایر تشکل هائی که می خواهند از مبارزات مردم ایران حمایت کنند.
3- موضعگیری در رابطه با تحولات داخل کشور.
4- خبر رسانی از مبارزات مردم ایران و نقض مکرر و دائمی حقوق مردم توسط حاکمیت ایران
5- جلب حمایت مردم ، احزاب و سازمانها و تشکل های مترقی و مردمی در سوئد از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران. 6- سازماندهی تحرکات کانون در جهت تحقق اهداف کانون.
7- انتخاب مسئولین براي پیگیری و ایجاد هماهنگی امور كانون
در پايان جلسه خانمها : مريم و فرشته و آقايان :امين ، احمد، حيدر، نادر و حميد به عنوان مسئولین پیگیری و هماهنگی امور كانون به اتفاق آرا انتخاب شدند و جلسه بعد از سه ساعت بحث و گفتگو و تصمیم گیری مثبت در محیطی بسیار آرام و دوستانه و صمیمانه در ساعت 17 خاتمه یافت.
25.4.2010

۱۳۸۹ اردیبهشت ۶, دوشنبه

ما کی هستیم – با کی هستیم – و چرا ما همه با هم نیستیم

اصولا معنی شعار "ما همه با هم هستیم" ، که توسط مردم ایران از 22 خرداد 1388 به بعد سر داده شد، چه می باشد؟
غرض از نوشتار این مطلب آشنا نمودن هموطنان گرامی به اساس سیاست و موازین پایه ای کانون ایرانیان مبارز می باشد، تا قادر گردیم در کنار یکدیگر با تفاهم مشترک، مبارزه علیه رژیم جهل و جنایت سرمایه داری جمهوری اسلامی را با درایت و صلابت هر چه بیشتر به پیش بریم.
تظاهرات با شکوه میلیونی مردم ایران که در اعتراض به "انتخابات" تقلبی دوره دهم ریاست جمهوری اسلامی از 22 خرداد 1388 بوقوع پیوست و ارکان رژیم بربرمنش را به لرزه مرگ درآورد، عاملی بود تا جنبش خارج از کشور را بحرکت درآورده و در عین حال مرز بین دوست و دشمن را روشن تر نماید. تشکل های گوناگون به تکاپو افتادند و هر یک در حد توان خویش سعی نمودند تا خویشتن را مدافعین راستین مبارزات مردم ایران جلوه دهند. در این میان عناصر مرتجع و عقب مانده که توسط انقلاب بهمن 57 به موزه تاریخ پیوسته بود ند ، فرصت را جهت مختوش نمودن تاریخ غنیمت شمرده و سعی وافر نمودند با پول سنای امریکا و سازمان های جاسوسی کشور های امپریالیستی و صهیونیستی چهره نمائی کنند و خود را انقلابی دوآتشه نشان دهند. متاسفانه پاره ای از عناصر وطن پرست که معنی شعار "ما همه با هم هستیم" مردم ایران را بدرستی درک نکرده بودند بدام خود کشیدند.
کانون ایرانیان مبارز متشکل از افرادی است که برای ایرانی آزاد و شکوفان، ایرانی مستقل و دموکراتیک، ایرانی که توسط خود مردم ایران زمین، بدور از قدرت اجنبی ساخته شود و عدالت اجتماعی بمعنی واقعی در آن جاری گردد مبارزه می کند، ماوظیفه خود می دانیم که بمنظور دفاع حقیقی از جنبش بحق اعتراضی مردم ایران وارد کارزار مبارزاتی گردیم.
در مجموع اعضای کانون اعتقادی راسخ دارند که تمامی "انتخابات" انجام شده رژیم از بدو تاسیس جمهوری اسلامی تا کنون تقلبی بوده و خواهد بود. دلیل آن نیز روشن است. چراکه تجربه بیش از سی سال حکومت خون و شمشیر رژیم اسلامی بما میآموزد؛ در چارچوب نظام جمهوری اسلامی امکان برگزاری یک انتخابات دموکراتیک مقدور نیست. زیرا این رژیم هرگز اصلاح پذیر نمی باشد.
تجربه مبارزاتی بما آموخته است؛ که جهت برگزاری هر انتخابات آزادی باید مقدمات دموکراتیک انتخابات مهیا باشد. باید آزادی تحزب و تشکل، و سازمانهای صنفی و سیاسی برسمیت شناخته شوند. باید آزادی قلم و بیان و اندیشه برسمیت شناخته شود. باید آزادی اتحادیه های کارگری برسمیت شناحته شود. باید به سانسور مطبوعات و رسانه های گروهی خاتمه داده شود و امکانات برابر برای تمامی تشکلات و فعالین سیاسی برقرار گردد. باید هرگز انسانها بخاطر بیان اندیشه زندانی و شکنجه نگردند. باید به اعدام انسانها پایان داده شود. به یک کلام ؛باید شرایطی فراهم گردد که اساسا حق انتخابات آزادنه با اراده آزاد برای هر فردی برسمیت شناخته گردد. تجربه بما در عمل نشان داده است که بدون وجود چنین مقدماتی،هر انتخابی در هر کجای جهان و از جمله در ایران انجام گردد، تقلبی خواهد بود. لذا تجربه بما می آموزد که؛ رژیم جمهوری اسلامی هرگز قادر نخواهد شد مقدمات بر شمرده را فراهم گرداند. بنابراین هرگز نباید چهره خونبار چنین رژیم وحشی را آرایش نمود، و دیو آدامخوار را انسانی جلوه داد.
لذا می توانیم با تمام کسانی که به اصول برشمرده فوق اعتقاد راسخ دارند در یک صف متحد، همه ما با هم در ایران مبارزه نمائیم و رژیم را در این عرصه تحت فشار قرار دهیم ، تا شرایط براندازی وی فراهم گردد.
ما اعتقاد راسخ به مبارزه ضد امپریالیستی و مبارزه دمکراتیک داریم، و این دو را در ارتباط جدا نشدنی از هم می دانیم.
در واقع مبارزه ملی یک مبارزه ضد امپریالیستی است،مبارزه ای علیه قدرت خارجی و برای حفظ استقلال و حاکمیت ملی است. مبارزه دموکراتیک مبارزه ای برای دستیابی به حقوقی است که منافع عمومی خلق را که اکثریت اهالی جامعه است، در برگیرد. حقوق و خواست های دموکراتیک از زمره این حقوق عمومی می باشند. لذا این دو بخش مبارزه، لازم و ملزوم یکدیگر هستند و جدا نمودن آنها از هم می تواند صدمات جبران ناپذیری به مبارزه مردم ایران بزند.
بدیهی است برای مبارزه علیه امپریالیسم نمی توان از امدادهای غیبی کمک گرفت، بلکه باید توده های مردم را بسیج و سازماندهی نمود. وقتی نیروی خلق آگاهانه بسیج شود و مصمم گردد که نیروهای اجنیی را از کشورش بیرون بریزد، امپریالیسم غول آسا با تمامی سلاحهای مخوفش در مقابل وی بی مقدار خواهد بود. تجربه مبارزات مردم ویتنام، الجزایر، عراق در مقابل ماست. ولی باید توجه داشت که بسیج توده های مردم برای مبارزه فداکارانه علیه تجاوز امپریالیستی بدون به رسمیت شناختن حقوق دموکراتیک آنها مقدور نیست.مبارزه برای تحقق حقوق مردم، ارزش قائل شدن برای مردم، قبول کردن این امر که انسان ها دارای حقوقی هستند که دستاورد تاریخی بشریت است، و هیچ قوم و گروه و دارودسته ای مجاز نیست این حقوق را بطور کلی و خودسرانه از آنها سلب نماید، از جمله مواردی هستند که به بسیج توده های عظیم مردم یاری می رسانند و آنها را آماده فداکاری می نماید.
از این جهت است که مبارزه ملی همواره باید با مبارزه دموکراتیک همراه باشد. مبارزه دموکراتیک بخش لاینفک مبارزه ملی است.
مبارزه مردم ایران بر ضد ستمگری و استبداد، برای یک زندگی سعادتمند و آزاد از 22 خرداد شروع نشده است.
تاریخ مبارزات مردم ایران از 22 خرداد نیست، چرا که باین معنی خواهد بود که گویا هر آنچه قبل از 22 خرداد بوقوع پیوست بر وفق مراد بوده است.
مردم غیور ایران همواره از انقلاب مشروطیت تا بحال درجهت همین خواستهای امروزین یعنی ایجاد جامعه انسانی و زندگی شرافتمندانه بر ضد حکومت های ستمگر، دیکتاتور، مستبد و قدرت های چپاولگر خارجی مبارزه کرده اند و می کنند. این مبارزه بیش از یک قرن ادامه دارد و علیرغم فراز و نشیبی که دارد، ادامه خواهد داشت و تا ظلم و ستم وجود دارد، پایان نخواهد پذیرفت.

چرا ما همه با هم نمی توانیم باشیم:

شعار "ما همه با هم هستیم"از 22 خرداد 1388 به بعد تبلبغ شد و بر سر زبانها افتاد. تاریخچه امر بر می گردد به تظاهرات اعتراضی مردم در بعد از انتخابات همیشه تقلبی جمهوری اسلامی در ایران. رژیم بربرمنش جمهوری اسلامی که از مبارزات غیر منتظره مردم به وحشت مرگ افتاده بود، تمام نیروهای سرکوبگرش را بکار برد تا جنبش را در نطفه خفه کند. حضور بیشمار مردم در این تظاهرات میلیونی که نشانه قدرت مردم بود و با شعار مرگ بر دیکتاتور و پاره کردن عکس خامنه ای همراه بود، وحشت مرگ بر حکومتگران مستولی نمود. رژیم نهایت وحشیگری خویش را بکار گرفت تا توسط عامل زور مانع از آمدن مردم به خیابانها شود.
در واقع شعار "ما همه با هم هستیم" مصرع دوم شعری بود که می گفت:"نترسید! نترسید! ما همه با هم هستیم". این شعار روی سخن اش با مردم است که با روحیه مبارزاتی بیشتر بدون ترس از وحشیگری آدمخواران رژیم در صحنه حاضر شوند، تا قادر گردند قدرت جنون آسای وی را درهم شکنند.
در چنین شرایطی است که عناصر ضد انقلاب فعال میگردد تا برای کسب آبروی از دست رفته اش از فضای مسموم و آکنده از جنایتگری، نهایت بهره برداری نماید. سلطنت طلبانی که هرگز حاضر نبودند و نیستند؛ 50 سال استبدادگری، 50 سال دستگیری و زندان و شکنجه ، 50 سال غارت و چپاولگری ثروت مردم ، 50 سال نوکری قدرتهای امپریالیستی و صهیونیستی بر ضد منافع ملی ایران و .... را تنها حتی بصورت شفاهی محکوم کنند، بیکباره خود را مدعی" آزادی و دمکراسی" در ایران جا می زنند و با پول سنای آمریکا و سازمانهای جاسوسی کشور های امپریالیستی و صهیونیستی در صدد برمی آیند تا خود را مجلسی کنند. مگر می شود 50 سال آزگار توسط حکومت های مطلقا استبدادی پدر و پسر پهلوی، آزادیخواهان را به بند کشید، زبانهایشان را قطع کرد- دهانشان را دوخت- با آمپول هوا جانشان را گرفت- حقوق دموکراتیک اکثریت مردم را پایمال نمود، و حال بدون محکوم نمودن این همه استبدادگری خود را طرفدار آزادی و دمکراسی جا زد. هرگز انسانهای آگاه، آزادیخواهان راستین و وطن دوستان واقعی فریب آنان را نخواهند خورد.
کانون ایرانیان مبارز، تغیر رژیم جمهوری اسلامی ایران را وظیفه تخطی ناپذیر مردم ایران می داند و با احترام عمیق به اراده این مردم قهرمان، این توانائی را در آنها می بیند، که مستقل از دول خارجی و با تکیه بر نیروی لایزال خویش، همانگونه که تا کنون نشان داده اند،سرزمین ایران را از لوث وجود این حاکمان بربرمنش پاک نمایند.
با کانون ایرانیان مبارز برای کسب اطلاعات بیشتر و آشنائی عمیق تر با نظراتش، با ما تماس بگیرید. ما برای هر همکاری اصولی و بنفع مردم ایران آمادگی کامل داریم. و بر این اساس برای هر وحدت عمل حساب شده ای آماده ایم . پیروز و سر بلند باشید.
زنده باد آزادی و دموکراسی!
برقرار باد عدالت اجتماعی در ایران مستقل!

امین 18-04-2010